رژیم......ناکامی های رژیم گرفتن من

از اینستا رژیم پویا کاشانی گرفتم.22روز گرفتم.هی باهاش کله زدم ک بابا به پیر به پیغمبر کالری رژیمت بالاس.من با کمترشم وزن کم نکردم.میگفت نه معجزه است سالم خوریه اِله بِله

22روز تمام گرفتم 1800 کم شد.یعنی از روز نهم به بعد وزنم ثابت مونده بود.از من اصرار از اون زنیکه(پویا کاشانی) انکار.ب حضرت عباس بی ادبی بهش نکردم.فقط زیر یکی از پستاش نوشتم : این رژیم فقط سالم خوری هست ولی من ک باهاش کم نکردم

پستمو پاک کرد

دوباره نوشتم: چرا پاک کردی؟نوشت: یک درصد ممکنه مثل شما باشن

بعد

منو بلاک کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

زنیکه پتیارههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه.حروم جونه کثیفش

اینقدم تو کتابش (خدا) (خدا) کرده بود اینها هم دارن از مقدسات فقط برا منافعشون استفاده میکنن

خبر مرگش بوزینه خانم

بعد چند روز کالری شماری کردم بازم تکون نخوردم

بعدش رفتم دکتر تغذیه ماجرا رو گفتم.رژیم خوبی داد.5 روز رژیم دو روز شوک فوق کم خوری.با اونم فقط هفته اول یک و نیم کیلو کم کردم.بعدش باز دو هفته ثابت موندم...

دکتر میگه: بس ک کم خوزدی بدنتو خراب کردی.الان یک هفته است یه رژیم داده نصف رژیم اولیه اش.میگه هر روزش شوک...

ولی بازم وزنم ثابته

یه رژیم بدون هیچگونه قندی هم دوستم گرفت ب منم داد.اون دو هفته شش کیلو کم شد.من اصلا و ابدا نتونستم فقط دو روز و نیم تحمل کردم.بدون هیچگونه شیرینی و میوه  سگی وار بسر کردم با اون دو روز و نیم وحشتناکم نتونستم کم کنم

گفتم چند روز زیاد بخورم شوک شم.دو روز مثل عادی خوردم یک کیلو رفتم بالا

خلاصه ک بعده سه ماه آزگار از 75 به 71ونیم رسیدم

.................................................

مبینا جون  خیلی امیدوارم کردی با کامنتات

ولی رژیم دکتر روشندل رو از نت دیدم یکی دو روز از رژمشونوشته بود عین رژیم دکتر تغذیه خودمه

اگه رزیمشو گرفتی برام بنویس یک هفته اش چیاست؟اگه تکراریه الکی پول ندم

 .............................

نفسیآآآآ لطفا به حریمم احترام بذارید  ازم ادرس اینستا نخواهید.مرسی ناناسآ.به مرگ ماردشوهرم چیزی توش نی.پیجم فیکِ

بای بای پارتی

یه چرتکه انداختم در حال حاضر 55-60 میلیون بدهی داریم.در این حد بدبختیم.تجربه ی 8 سالم نشون میده قرضها بعد از پاره کردن ماتحت سرانجام داده میشن.یادتونه پارسال میگفتم به برکت بارداری کلی از قرضامونو پس دادیم...حالا که دخل و خرج نمیخونه میخوام بزنم تو کار بارداری!

از خواهرا و برادرای مقروض خواهش میشه این فریضه رو جدی بگیرن ....فردام ک تعطیله.عیدم ک هستکلا فرایند مشعوف و مبارکی میشه

ما ک راهی خونه مادرشوهر جان هستیم.چون باز میخان برن خارجهبای بای پارتی داریم شب هم هستیم.اینقد بدذاتم دلم میخاد شب اوتجا باشیم همش حبه بیدار شه گریه کنه اونام زا به را شن ...این دفعه میخان برن فرنگستون لنگ پدرشوهرمو عمل کنن..............داشتم فک میکردم چی شده دیگه با اینا کش و قوس ندارم.عایا وجود حبه سرمو گرم کرده به ک...مم نیست؟؟؟بعد فهمیدم بعلت جبه جیغو ننه شوهره دلسوزی منو میکنه وو دیگه دمبمو گاز نمیگیره.الان با هم خوبیم.نبینم علیه مادرشوهرم کسی چیزی بگه هاااااااااااا......نفسم ب  نفس مکارجونم بنده.

دیروز حبه رو گذاشتم تو کالسکه زدم بیرون.سر رام کاموا خریدم اومدم کار فرهنگی کردم اسکاج بافتم.از هر انگشتم یه هنر میبافه.بلدم خشتک مشتک بدوزم.بلدم اسکاج و لیف ببافم.بلدم با پارچه شلوار علی کیف نون خریدن بدوزم.خمیر بازی بلدم.یعنی دیگه چی میخاییییییییییییننننننننننننننن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دستپختمم خوبه نون و هندونه هایی میپزم انگشتاتونم بخورین

آهاع حبه رو گذاشتم تو کالسکه رفتیم برگشتیم اومدیم خونه دیدم بلوز و شلوارک حبه خیییییییییییییییییییییییییییییس عرق.یعنی میچلوندمش آب ازش میریخت دلم ضعف کرد.. کلا کالسکه خریدن کار بیخودیه.استفاده من ک نشد.

بعد از اینکه به این نتیجه رسیدم این تودهنی هایی ک از زمونه میخورم سر سگ بازیام با ننمه.یخورده یه گ ه خوری افتادم روابط بهتره.ببی

کسی اسم رژیم پویا کاشانی شنیده؟؟؟امتحانش کردین؟

 

تولد

پن شنبه 11 شهریور سنه 1395 زمانیکه علی همچنان در قهر جونش بسر میبرد  از سرکار اس میداد که حاضر میشی بریم تهران؟تولد دختر خواهرش بوده.

منم نوشتم: ن(یعنی نه عزیزم :) )

دو سه بار دیگه اس داد.فهمیدم خیلی مایله که بره و صد هزار درصد با داداش خواهراش برنامه رفتن چیده

دیدم به !!!!!!!!!!!! بالاخره زمونه یه فرصت  دست من داده این مرتیکه بزو بچزونم.فعلا قدرت دست منه چون بچه محتاج منه و علی نمیتونه بچه رو برداره ببره.از طرفی هم میبینه هر روز عصر با دوستام میزنم بیرون.بنابراین اگه منو تنها بذاره بره هم من اذیت نمیشم

ولی خب اینم بگم به هیییییییییچ وجه تنها نمیرفت که فامیلاش بفهمن ما قهریم

خلاصه مجبور شد بهم رو بندازه بگه: بریم

منم دو سه بار ( ن ) فرستادم.بعدش دیگه جوابشو ندادم

ساعت 3 اینا اومد خونه.تو خونه هم اس داد حاضر شو بریم.راستش یخورده ترسیدم گفتم این مرد روز عادی سر هیچی عر میکشه امروز که محتاج رفتنه الانه که پاشه منو بکوبه اعلامیه دیفال کنه

:)

براش نوشتم من تو قهر نمیام ابروم میره

نوشت: قهر نباش

گفتم: تو که بابت عرکشیات ناراحت نیستی

گفت حاضر شو بریم

گفتم: شفاهی عذر خواهی کن

 

بعد از بیست روز قهر دل انگیزش  اومد جلو: گفت: چرا خودتو لوس میکنی.پاشو بریم.

گفتم تو که از عر کشیت ناراحت نیستی

گفت: الان حاضر شو بریم تو ماشین حرف میزنیم

منه دانکی حاضر شدم بریم

تو ماشین حرفشو انداختم.............اووووووووووووووههههه چ حرفایی ک نزد

حس میکنم اصلا از من خوشش نمیاد.ولی تو ماشین میگفت: مقصر تمام معنی خودت هستی.اینکه کسی تو دعوا دهن به دهن نذاره و داد نزنه نشونه ی نجابت نیس.تو با رفتار و گفتارت منو دلخورکردی و همین حرکاتت باعث و بانی عصبانی کردن من هم شد.گناهت دوبرابره.گفت به تو مربوط نیست من چیکار میکنم تا وقتی فکرم و بدنم کار میکنه هر کاری تشخیص بدم انجام میدم(منظورش این بود دلم میخاد بهت ماشین ندم)

چند بار بهش گفتم: تو داری با هماهنگی عقل و دلت این حرفا رو میزنی؟گفت: کاملا

منم خیلیییییییییییییی دلم بیشتر شکست.راستش ار چشمم افتاده بود.اونقدری هم دلم نشکوست ولی خیلی بیشتر بدم اومد ازش گفتم بهترین فرصته بازم قهر باشم جلو فامیلاش ابروش بره دلم خنک/

شب رسیدیم خونه خواهرشوهرم .فرداش جمعه کلی مهمون داشت واسه تولد دخترش.پسردایی علی هم دعوت بود علی بیرون بود پسرداییش اومد  ...خیلی مرد شریفیه ولی همش در ک و ن زنهاس.منم مواقعی ک با علی سیب زمینی مشکل دارم خیلی با پسرداییش می ل ا سم ....هههه..

پسرداییش از پیش من تو خونه به علی زنگ زد گفت : زنت پیش منه 100 میلیون بده آزادش کنم.علی هم زد تو برجک من بهش گفت: 200 میلیون میدم نیگرش دار

عاقا منو داری سکه یه پول شدم.اینم آخر عاقبت پلیدی های من.

تولد ب خوشی پیش رفت .میدونستیم صبح جمعه شمال رو باد برده.شنبه رو ب بهونه استعلاجی قلابی مرخصی گرفت و موندیم شنبه شب برگشتیم.آها علی بیست روز سکوتش زو شکست جلو فک فامیلاش با من حرف میزد.منم دیگه حرف زدم.

مث همیشه الکی الکی و بی نتیجه تموم شد

علی بدخلاقه  همونجا زد به تیپ و تاپ  زنه یه پسردایی دیگش. من اصلا دخالتی نکردم.علی داشت با پسرداییش برنامه میریخت که هفته بعد برن دربی....زنه هی پارازیت ول میکرد که نه نه.شوهرم حق نداره بیاد.علی به زنه اهمیت نمیداد.باز زنه پرید وسط.علی بهش گفت: هر وقت با تو حرف زدم شما جواب منو بده.زنه آتیییییییییییییییییییییییییییییییییییییش گرفته بود خودشو ب گ داد اینقد جز زد...تو دلم گفتم خب زن حسابی غرور شوهرتو تو جمع میشکنی شوهرت هالوعه غلامته .این باید بزنه تو پوزت بفهمی دفعه بعد اینطوری رفتار نکنی.زنه اومد تو اتاق پیش من حرص حرص حرصصصصصصصصصصصصصصصص.من مث منگولا فقط نگاش کردم.هی میگفت:ک نظر تو چیه؟من هیچی نمیگفتم.

خودم با شیما جونم مشغول گپ و گفت بودم حوصله یه آدم وحشی دیگه رو نداشتم.من عاشق شیمام.لحظات عالی ای با هم داریم

البته بقیه روز واقعا واقعا عالی گذشت .کلی بچه بودن و کلی آدم و خیلی عالی بود

همه پذیرایی هم بعهده کارگر بود و عذا مذام همه چی از بیرون آماده اومده بود.شب هم رفتیم بیرون

حبه اون روزا عشق کرد بس ک با همه بازی کرد

الان بیدار شده دارم ب بدبختی مینوسیمآآآآ....مدیونین قدر مو ندونین اگه همه حرفامو با دقت نخونین یا منو کلهم تایید نکنین.یا چمیدونم خلاصه یه جوری منو تحویل نگیرین

شنبه برگشتیم از آثار طوفان اتاق حبه خیس شده بود کل لباسهای کوچیک شده اش و قالیچه اتاقش خیس شد ناچار همه رو شستم و پهن کردم چقدرررررررررررررررررررر با دیدن لباسهای کوچیکش لذت بردم و عشق کردم و دلم به حال بچه ی دائم الجیغ مریضم ضعف کرد.دلم میخاد همه لباسهای کوشولوشو قاب بگیرم همیشه ببینم.تو اتاق زایمان دادم برام فیلم بگیرن البته با گوشیم.هر بار میبینم بی اختیار اشکهام سرازیر میشن.جیگره ننه..................

من اون همه شستشو داشتم علی که ماست دیگه میشناسید که.............

کلا این دعواها یه اثر عالی داشت.علی هیچوقت از من تعریف نمیکنم.من به مرور زمان اعتماد بنفسم از دست داده بودم.همش دنبال جینگوولک بازی واسه اینکه خوشگلتر بشم.ولی گفته بودم دوران قهر یه بار بیرون دیدمش فهمیدم علی اصلا اون پسر خوش تیپی ک من تصور میکردم نیست خیلی هم  بی ارزش و زشته.دوباره برگشتم ب روزای اوج و عزت نفسم..ژولی ترین قیافه ی من نصفه شب ک کابوس دیدم و پریدم و هپلی و زرد و زارم و تف از لبم آویزونه از اوووووووووووووووووون بهترتره

اینم از مثبت اندیشی

یکشنیه علی عصر رفت فیزیو تراپی.برگشتنی زنگ زد ک حاضر شو بریم بیرون.من اومدم پایین ولی اون خیلی خیلی معطل کرد تا بیاد .بهش زنگ زدم گفت: یکی از آشناها رو دیدم بردم برسونمش

من یکساعتی دم در نشستم تا بیاد.البته رفتم سر کوچه دیدم یه مغازه لوازم آزمایشگاهیه فروشندش خانمه .رفتم تو وایسادم به گپ :)

بعد ک اومد خیلی دو دل بودم ک ب روش بیارم ک چرا وقتی من و حبه معطلیم میره کسی رو برسونه

که البته تابلو بود دروغ گفته

چون وقتی پشت تلفن ازش پرسیدم کیو رسوندی؟گفت : همکارم

قاعدتا اگه راست میبود باید فامیلی همکارش رو میگفت نه ک بگه همکارم

هزار فکر بد کردم

خلاصه ک وقتی رسید گفتم: دروغ ک کنتور نمیندازه

خندید

کلییییییییییییییییییییییییییی خندیدددددددددددددددددددددددددد

خنده ش شیرین بود

بعد از یک ربع دست دست کردن یه جعبه بهم داد

توش یه زنجیز پلاک خیلییییییییییییییییییییییییییی نازک بود

شاید کلا دو سه گرم باشه

یه روز عکسشو میذارم

ولی این است عقوبت یه کله شق بی منطق که چاک دهنشو وا میکنه فقط واسه اینکه پیروزه مکالمه باشه هزار و یک انگ به من میچسبونه

نشونه شرمه یا علاقه خلاصه حال داد

خدا بهتون حال بده

طوفان

طوفان اومد شمالو گو ز پيچ كرد

خيط خيطططططط عزرائيل

ما شمال نبوديم

 

از ماست که بر ماست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خودم مخالف صد در صد قانون جذب و راز و این خزعولات بودم.مخالف این جمله که: از ماست ک بر ماست.خودم ده تا انسان فوق العاده عالی و پرفکت و شریف مثال میزدم که سرنوشت بد تو کاسه شون گذاشته.خودم همش میگفتم اگه قانون نیوتون ک هر عملی عکس العملی دارد درسته پس فلانی و بیساری که هزاااااران برابر از آدمهای عادی بهترن چرا زندگیای مالیخولیایی دارن...اما همونطور ک آدمها موااقع سختی یاد نذز و نیاز و دعا و تضرع به خدا میفتن منم این چند روزه دغدغه ذهنیم شده: چی شده ک این شده

عاخه تازگیا دوباره کتاب چهاراثر فلورانس خوندم.هر چند تو باور من نمیگنجه ولی همش دلم میخاد یه دلیلی پیدا کنم ک چرا من با علی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا این آدمِ معیوب؟؟؟

دنبال جواب سوالم بودم که بازم یه نگاهی به این کتاب انداختم و با تجربیات قبلیم قاطی کردم و یه فکرای عجیبی به ذهنم رسیده

من هیچوقت خسیس نبودم علی هم اصلا خسیس نیس.هیچوقت منو سیم جیم نمیکنه ک چ خرجایی کردم.کاری نداریم ک من تو مسائل اقتصادی با برنامه پیش میرم ولی ازین زاویه اصلا اذیت نکرده.

من همیشه با دیگران خوشرو بودم.علی هم خیلی معاشرتیِ

خیلی با خودم فکر کردم ک چرا این با من بداخلاقی میکنه؟ب این نتیجه رسیدم من با مادرم همیشه بداخلاقی  میکردم .همیشه با هم دعوا میکردیم...........هنوزم اگه از مامانم یه ناملایمتی ببینم با مامانم دعوا میکنم.حالا خدا یا ماورا یا طبیعت همینو بهم برگردونده

چرا علی داره به من ثابت میکنه ک اصلا منو دوست نداره؟اینکه وقتی تو خودش فکر کرده وقتی من از بیرون برگشتم حتما باهام دعوا کنه.یعنی بدون هیجانزدگی آنی میادو دعوام میکنه یعنی واقعا دوستم نداره.بماند ک محبت هم نمیکنه.یادتونه تازگیا نوشتم با ننم حرفم شده که چرا اون همیشه حرفای دیگرانو پنهون میکنه از من.بعد منم برگشتم بهش گفتم: تو مامانم نیستی و فقط فامیل ماییحالا این بی محبتی چوبِ این رفتارمه؟

او اما ینکه علی موجودِ دو رویی هستش رو نسبت دادم به اینکه منم تو یه زمینه ای صداقت نداشتم..

دو رو ربودن علی اینه که اون جلوی من اداست.من هنوز نفهمیدم کدوم حرف علی صادقانه است کدوم حرفش دروغ و با نقشه ی قبلیه.نمیدونم چطور متوجهتون کنم 

اون جریان اینه که من موقع کادو خریدن برا خونواده ی خودم یخورده تقلب میکنم.علی بابت خرجام اصلا منو سین جیم نمیکنه.ولی من روم نمیشه یا خباثت ب خرج میدم وقتی برا تولد داداشم کادو صد تومنی میخرم الکی به علی میگم 50 تومن خریدمش...برا اینکه اونم نره واسه تولد خونوادش کادو 100 تومنی نخره و همون50 در نظر بگیره(عددها مثالۀ)

یا واسه داداشم کادو 50 تومنی میخرم الکی میگم 100 خریدم 50 تومن بقیشو واسه خودم برمیدارم یه خرج دیگه ک روم نمیشه بگم ک من اینقدر پرخرجم رو انجام میدم.مثلا ازش 100 پول میگیرم میگم واسه کادو داداشم خرج کردم  در حالیکه با 50 تومنش مثلا ریمل میخرم یا حالا حتی واسه کسی دیگه چیزی میخرم..

.

نظر شما به این قانون نیوتن چیه:که:هر عملی عکس العملی دارد

مسلما مثالهایی از تایید و تکذیبش دارین

..................................

ما هم هنوز قهریم ولی حال من خوبه خداییش خیلییییییییییی خوبم هر غروب میرم رفیق بازی و خوش میگذرونم ولی این مطالعه لامصب نمیذاره مث ابلها فقط ادامه بدم دریغا ک باعث میشه فکر آدم از آکبندی دراد

سرقت تلگرامي خطر مرگ دارد

بافرهنگ و شعور بازي خرج كردم تلگرام علي رو پريشب يواشكي رو لب تاب نصب كردم چتاش رو بخونم

اونموقع ك نفهميد ، يخورده چتاش تو گروه خواهربرادراشو خوندم، تك ب تك يك خط در ميون قربون صدقه ننه شوهرم ميرفتن ملنگا

خب؟!

 

الان از سركار اومد خونه يه راست رفت لب تاب برداشت برد بيرون

اولين باره لب تاب ميبره

حتمن ميخاد دخلمو بياره حلالم كنيييييييييييييد

كمك

يا حضرت عباس😫😫😩😩😖😖😖😤😤😤😤😲😲😲😵😵😵😭😭باز جنگ جهاني

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------

علی رفت.حبه انگولو ب خواب عصرگاهی فرو بردم هر کاری کردم نیم ساعت چشم رو هم بذارم نشد..استرس داشتم.بعدش حبه هم کم خوابید.وقت پیپیلاسیونگ داشتم .حبه رو حاضر کردم بردم دادم دست دوستم.دوستم بغلش کرد تو خیابونها دور دور کردن باهم.رفتم پیش پیپیلاسیون کارم اینقد گفتیم خندیدیم استرسه و علی و شوهر و بچه یادم رفت..بعد منم رفتم پیش دوستم و حبه.خالم زینگولید ک اگه خونه این دخترمو بیارم خونتون دیدنی حبه.سریع نونو چسبوندم گفتم فلان جام. بیا حبه مال تو.طفلک سریع اومد حبه رو برد.من و دوستم خیابون گردی شبانه مونو کردیم .علی عصرا میره فیزیوتراپی.خودشو ماشینشو دم فیزیوتراپی دیدم .چقد وقتی قهریم زشته...خخخخ.....خیالم راحته وقتی باهاش قهرم بیرونم سگِ.همون بهتر قهر باشیم.از یه طرف نگران بودم از یه طرف این فرصت شبگردی با دوستم کم پیش میومد .اون خرید کرد من گوزم نخریدم بجاش کلی گفتیم خندیدیم.حلقه مو گذاشتم دست راستم ب دوستم گفتم تو خوشگلی همین الان ی دوس پسر پیدا کن بده به من .تا وقتی من خپل با توی باربی راه میام همه فک میکنن خاله یا عمه ی پیرتم.گفتم دوس پسر از تو .آبمیوه از من.عاقا پیدا نکرد ک نکرد.منم براش مرگ نخریدم کلی هم فحشش دادم.نزدیکای 10 شب تازه علی اس داد کجایی؟گفتم خونه خاله.در حالیکه هنوز بیرون بودم.گفت بیام دنبالت؟نوشتم: بیا

بعدش با خودم گفتم این پسره ابرو نداره الان میره تو خونه خالم اینا جلو شوهرخالم ک خیلی منو دوست داره  میگه تلگرامشو نصب کردم و این چس مثقال ابرومو میبره وای دعوا هم میکنه منو میذاره تو ک و ن سگ و درمیاره.ابرو خالم اینارو هم با عرکشیاش تو در و همسایه اش میبره...براش نوشتم: بچه رو ازونجا بردار برو خونه من تو راه خونه ام

همین کارو هم کرد.رفتم خونه.قهریم سلام ملام ک نمیکنیم .بقول ننه بزرگم خر خوکو میبینه :)

...حبه رو گرفتم بوس بوسی میکردم بعد دیدم خونه تمیزه  ظرفا رو هم شسته.ازون اتفاقات نادره

ازین غلطا نمیکردددددددددددددددد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

یخورده خیالم راحت شد.شب هم چیزی نگفت.دقت کردم دیدم داره گالری گوشیشو خالی میکنه.تازه دوزاریم افتاد موضوع لب تاب چی بوده...یه مدت هی بهم میگفت گالری گوشیمو بریز تو کامپی.هر بار سعی میکردم وسط راه خطا میداد.بخاطر همین لب تابو برد بیرون تا گالریشو انتقال بده.

آخییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییش

نفهمیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید

چک کردم دیدم تلگرام هنوز رو لب تاب هست.البته تو هزار تا سوراخ قایمش کردم

دیشب خواب خیلی ارومی داشتم....

اینهمه نوشته بودم میخام برا حبه تولد بگیرم...پول نیست..کنسله

راستیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

یادم رفت بگم....حبه 10 ماه و 25 روزش بود راه افتاد...جیجرسو برم.همش تو خونه دنبالشم.مدل خونه رو عوض کردیم چیز میزا رو از جلو پاش برداشتیم.یه جاهایی از خونه هم تشک گذاشتم .اینقد بابت راه افتادنش خوشال شدم خستگی هاش از تنم بیرون رفت.الهی شکر.الهی خدا همه ی ادمها رو سالم و شاد بداره

7 تا دندونم داره.حبه رو میخواستم وقتی دو دندون بالا و دو دندون پایینش درومد ببریم اتلیه ولی مدل دندون درواوردنش اینجوری نشد.اول 3 تا دندون بالا دراورد بعد یه دونه پایین.بعد باز بالا. بعد پایین.یعنی نامنظم درومد.از طرفی هم هوا گرمه شرجیه منم تو سزجی دیوونه میشم حال نداشتم برم خوشگلاسیون کنم بعد بریم تو باغ یا دشت و دمن شرجی سر و شکلمونو بسابه..آخه میخواستم برا عکس ببریمش یا تو باغ(ک البته ورودیش گرون)یا کنار رود خونه اینا

خلاصه که مالیده شد

راستی

بشنو از نی:

پرستاره بچه همون خانم خنگوله:

هر روز میومد میگفت: حقوق پرستار بچه تو تهران یک میلیونه هشتصده نهصده کوفته زهره ماره

منم بیخیالی طی میکردم

زنیکه گیج گاگول اینجا] شوهر و بچه شو گذاشت رفت تهران.میگه خونه فامیلام میمونم تا کار بگیرم بعد خونه بگیرم.ای خدا این زن چقد گیجِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ

ب علی ک گفتم.گفته احتمالا دروغ میگه تا تو حقوقشو زیاد کنی.آخه چندین بار میگفت فلانی بهم پیشنهاد کار داده با حقوق بیشتر.بیساری بهم گفته بیا 500 میدم.منم هیچی نمیگفتم .چون اصولا زن بسیار پرچونه ای بودش

خلاصه ظاهرا هم رفت

دوباره داره (استیج) نشون میده.عاقا این تهیه کننده ها چرا نمیان با مژده قرارداد ببندن.من دلم یه هایده مهستی دیگه میخاد نه این خواننده جدیدا ک اگه نبینیشون فقط صداشونو بشنوی همه شون مسخره و بم و تو دماغی میخونن صدای همشون از دم 95 درصد عین همه.