دماغ بچه ؛ افتتاحيه

از اون جاریم که روضه خونیِ جاري چاقچوليه نرفت سوال كردم ك چرا نرفتي؟ گفت : خبر نداشتم 😁

چاقچوليه دقيقا مصداق اين سايبري هاس ك از عقده و از كينه دارن دقمرگ ميشن😂خودشون برا خودشون كافي ان

حالا علي ميگه : يه روضه خوني چيه برا خودت بزرگش كردي روضه خوني مال پيرزنهاس معلومه ك جاي تو نيس

بعدشم ميگه روضه خوني ك دعوت كردن نداره هر كي بخواد ميره

شستم تير كشيد ك علي ب مادرش گفته چرا جاري چاقچوليه دعوت نكرد ! حدس زدم اين جواب از طرف مامانش بوده باشه بعد

گفتم : تو عمرت چند تا روضه خوني رفتي كه خبر داري تك تك دعوت ميكنن يا عموم بايد كله كنن بي خبر برن!

مگه سارا اينهمه سال روضه ميگرفت ما عين گاو بي دعوت ميرفتيم خونه ش؟!

!

تصميم گرفتم هيچ كار با چاقچوليه نداشته باشم و پرونده شو برا هميشه ببندم بشدت عقده اي هست و نابكار

تا حالا بهتون نگفتم كه تولد سال قبل حبه خونواده علي رو بصرف نهار برديم رستوران بعد اين چاقچوليه يه جاسوييچي ٢٥ تومني به حبه داد ، عيد نوروز امسال رفتيم خونه ش ٥٠٠ تومن ب زنيكه عن عيدي داديم ! اينهمه ناسپاسي و نابكاري ريشه ش با همون ريشه ك اينا رو متعصب مذهبي كرده مشتركه

ااااااااااااااااااااااااااااااااااا

دماغ حبه تو خونه موقع فوتبال خونگي ؛ضرب ديد و خون اومد و ورم كردم و كبود شد ،جونم از استرس بالا اومد اين وقتا بدنم بي حس ميشه و ب سختي تلو تلو ميخورم تا خودمو ب دستمال و وسايل بهداشتي برسونم ، خلاصه با همون حال ديروز دنبال عكس بيني و دكتر بوديم كه الحمدلله شكستگيش ضعيفه و درمان خاصي نميخاد فقط يكماه باشگاه و فوتبال و شيطوني نكنه

امروز يه فاميل جوونمون افتتاحيه مغازه داره كه براش كادو به ماگ خريدم ميرم بهش ميدم ، علي ميگه ؛ برا چي ميخاي بري؟اونا چه ربطي ب تو دارن ؟

گفتم : از يمين تا يسار هر كي ميميره تو بدو بدو صف اول ميري من ب تو چيزي ميگم؟

مگه آدم فقط بايد قاصد مرگ باشه؟؟؟من ب اندازه خودم از كسب و كارهاي كوچيك حمايت ميكنم حتي فقط حمايت زبوني حتي يه تبريك و روي خوش !هيشكي تو اين مملكته اهريمن زده ،هيچي نشد چه اشكال داره دل همديگه رو خوش كنيم!

علي چون ذاتأ بخشنده است همچين مسائلي ك تو تربيتش نبوده رو خيلي زود ميپذيره

ميدونين چي تو تربيتش بوده؟

سلام عليك درست حسابي

مهموني رفتن

مجلس ختم رفتن

😁😁😁😁😁😁

بقيه دستاوردهاي شخصيتيش حاصل سالها خون جگر خوردن من بود🤣🤣

روضه 😅

امروز سالروز دختر كرد وطن هست هموني ك برا اينكه اثبات كنن نكشتنش هزار نفر رو بعدش كشتن ،همونا كشتن ك ميگن ما ميخواييم پرچم رو ب دست مصلح جهاني بسپريم 😞😠 اول تا اخرشونُ شيطان ...

روحش شاد

و آرزوي اكثر قريب ب اتفاق ايرانيا محقق باد

ااااااااااااااااااااا

جاري مد نظر ، یه روزی از همین تعطیلات سه روزه ، روضه خونی نمیدونم سفره ابولفضل چی چی ازینا داشت

اصن من رو خبر نکرد🤣🤣

زودتر از اینکه من بخوام براش اطوار بیام خودش اومد🤣🤣

ديدين بدبيني م كاملا واقعي بود؟😆😆😆😆

مادرشوهرم چارشنبه گفته بود : فردا عن خانم مراسم داره میای؟

بدون اینکه منتظر جواب من بشه خودش گفت : تو ؛ مگه اينجاها ميايي؟!!!!

خنديدم گفتم : ميدوني ديگه 😁😁

خواهر شوهر بزرگه م و مادرشوهرم ب مراسم اون جاري چاقچوليه رفتن ولي برام سواله اونهايي كه نرفتن مثل ي خوارشوعر و ي جاري ديگه م ، دعوت شده بودن يا نه؟ حوصله ندارم ازشون بپرسم

الانا ديگه وقتشه برم تو پوست علي ، اينكه من رو دعوت نكرد تو چش و چارش كنم ؛ سند حقانيت😉😉☺️

ولي ميدونم علي نخود دهنش خيس نميمونه بالخره روزي به روي اونا با خنده مياره ! آي من بدم مياد از مهر طلبي ش😏😏

داشتم با خودم فك ميكردم اگه چاقچول خانوم بهم بگه : من مراسم قران خوني ، دارم ميايي؟ با چه جملاتي بگم نه كه بد نشه!

كه نگفت و خيلاث😊😊

عوضش

يك شبانه روز با يكي از دوستامون رفتيم ددر

جاي همگي خالي كلي خوش گذشت بچه ها انقد خوشگذروني كردن كه صدا سروصداشون كل شهرو بر مي داشت

منم بي فرهنگ ، هيچي بهشون نميگفتم بذا بچه م خوش باشه

تو اين ددر دودوران ؛ ماموران اهريمن ؛ سر حجاب بهم گير دادن من لباسشونو نميشناختم چميدونستم لباس كدوم ارگانه فك كردم ماموراي جنگلباني ان 🤣🤣🤣🤣🤣 با اينكه قلبم تند تند ميزد ب خيال اينكه جنگلباني ان:

دهن جوابيشونو كردم ؛ اوضاع داشت خراب ميشد علي كه ماشين و پلاك و لباس اون ارگان گُه رو ميشناخت ، اومد خِفت كِش منو بُرد و از ماموران تاريكي عذرخواهي كرد

تازه با علي هم قهر كردم 😜بعد مجبور شد منت بكشه كه ؛ تو مادر بچه اي تو بايد جونت رو سفت بچسبي و اونا خود شيطانن و باهاشون در نيفت

علي رو مورد عفو قرار دادم شبش رفتم از لج نوشيدم😋😋

اااااااااااااااااااااااااااا

صبح ميشه اين شب

اس ام اس ب علي اقاي قصه راج ب جاري

اين تعطيلات سه روزه ي آخر هفته؛ احتمالا جاري كثافته رو خواهيم ديد

الان برا علي اين پيام رو فرستادم:

ااااااااااااااااا

من از ماجراهاي زنيكه ي ... دلخورم
قصدش انتقام از بي حجابي من جلو شوهرش بود كه تو باهاش همراهي كردي...انقد عقده داشت بعد از عمري يه مرد مسن هفت زنه اومد گرفتش حالا خودشو خيلي شاخص ميدونه!

ازت ميخوام جلوي اون ، بي محلي عمدي بهش بكني چون اون با پيام ندادن ب من ؛ عمدأ من رو بي حرمت كرد
بعد از بي محلي به اون
ميخوام كه
اينكارا رو بكني:
كنار من بشيني
حتما دستت رو روي شونه م يا پام بذاري
چايي خودتو بذاري جلو من
به من ( عزيزم و جونم ) بگي
و كاراي مشابه
لطفا همكاري كن
ب ابلفض نكني حسابتو ميرسم
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اولين باره بدون حاشيه و عره عوره صراحتأ خواسته مو مطرح كردم

تا ببينم چي پيش مياد

به سان يك شير ژيان ؛ خَفت كردم ك اخر هفته حتما عنتر خانوم رو ببينيم ؛ ببينم علي چه ميكنه

منتظرم بِدَرَم

دعواش كردم سبك شدم

بالخره

شوهر را مورد تيكه پارگي قرار داده

و بعد و از قريب دو ماه خودخوري

امشب سر آسوده بر زمين مينهم

درود بر برونگرايانه عصبي جر دهنده ، رحمت بر شيري ك خورديد و ممنون بابت اختراعتون

انسان بايد ماهي يك بار ؛ شخصي را مورد جر قرار دهد تا خوشبخت شود

حضرت شميم رحمت اله

علي دفاع خاصي نكرد لحن دروغگوهاي ترسو رو ب خودش ميگيره فقط دهن جوابي ميكنه و حرف حساب نميزنه ،،،،، حرفاش ك منطقي نيس حقشه مورد خشونت قرار ميدمش🤣

يعني بدونين ديروز لابلاي هزار تا كار و بدو بدو و خستگي و كوفتگي ؛ سر ظهر يه بيست ديقه اي ب جر دادن پرداختم بعدشم پاشدم گريه هاي ( توأم با جيغ و خشم و خشونتم ) را پاك كردم و دوباره ارايش كردم رفتم بيرون هزار كار كردم برگشتم شب هم مهمون داري😂 كنيز شميم شما رو دوس داره

دستگاه جوش

يه خدا قوت عرض ميكنم حضور خودم ك امروز دو ساعت و چهل دقيقه تلفني با شيما حرف زدم 🤙

داداشم عصري پيام داد و سه تومن پول قرض ميخواست ؛ گفت ب علي نگو

منم ك زن بي عرضه😒😒

يه قرون نداشتم بريزم براش! كلاً يه صد تومني ته كيف پولم قايم كردم تو كارتمم ١٥٣ هزار تومن بود😂

اينهمه جلال و جبروت دارم منو سر و ته كنن بتكونن پن زار ازم در نمياد

ااااااااا

علي ميخاد ماشين خودشو بفروشه جاش يه ماشين نو بخره

يه كار اقتصادي ابلهانه ك نگم!

ناراحتم، نه ازين بابت كه داره كار بيخود و ضرر رسوني انجام ميده، بلكههههههههه ازين جهت ك چرا ماشين منو ارتقا نميده! چرا ماشين خودشو خوبتر ميكنه😒من آدم نيستم ؟!

داشتم ب دختر خالم ميگفتم كه :

دو سال قبل علي لج كرد ك موتور برق بخريم ؛ گفتم نخر رييس جمهور ك عوض بشه تا مدتي قطعي برق كمتر ميشه

گوش نكرد نه تنها موتور برق خريد بلكه يه محفظه ي سنگين گرون هم براش گرفت

هم موتور برق هم محفظه اش بلا استفاده نوي نو افتاده! استفاده نشد! ميگم بزاريم ديوار بفروشيمش ؛ زير بار نميره

دختر خالم با خنده ميگه : اگه شوهرت هنوز دستگاه جوش و نردبان تاشو و ( چند تا چيز ديكه) نخريده ، تو هنوز يك هيچ از من جلو تري

ديدم اسكل فراوونه ديگه آروم شدم😀

ااااااااا

يه چيزي بگم 😂😂قديما علي و من ثبت نام مكه كرده بوديم البته نه بخاطر دلايل مذهبي، بلكه ب ابن دليل كه هر جا صف باشه ايرانيا ميرن واميستن! همون سالها كه برا ثبت نام مكه مردم از شب قبل دم بانكها صف ميكشيدن... الغرض

ثبت نام اوليه كرديم و بعدش كه سال ٩٢ يا ٩٣

كه جريان حادثه مِنا و كشتار زائرا اتفاق افتاد ثبت ناممون رو كنسل كرديم و نفري يك و هشتصد ( همين حدودا) پولمونو پس گرفتيم

رُند كرديم چهار ميليونش كرديم و داديم ب يكي از اقواممون كه شوهر كرده بود شوهرش خيلي فقير بود

اون خانمه گفته بود كه اين چهار ميليوني ك ما داديم شد مقدمه ي پرداخت پول برا خريد مسكن مهر

اگه يادم باشه ميگفت چهار تومن رو پيش داديم و سي ميليونم قسطي و بالخره صابخونه شدن....

تا اينجاي كار خيلي عارفانه و كليد اسراري پيش رفت

ميخواييد بدونين عاقبت چي شد؟

زن و مرد از هم طلاق گرفتن

آقاهه ك خيلي بد بود خونه رو فروخت ، خرج موادش كرد 🤣🤣🤣 پول آخرت ما تبديل ب دي اكسيد كربن شد 🤣🤣

آی هَو هِدِچ

اسم این مرض چیه که (از سر درد بمیرم هم استامینیفن نمیخورم)؟

٫٫

صبح کلاس ریاضی بردمش

تو تایم ریاضی بدو بدو رفتم خرید میوه و تره بار

حبه رو برداشتم

بعدش رفتیم یه شلوار رو که تنگ بود تعویض کردیم و سریع خونه

کمی نظافت خونه و سبزی خوردن رو مدل شلخته پاک کردم سبزیای شمال دسته بندی هس کلهم اجمعین گرفتم از وسط با یه حرکت سریع به دو نیم تقسیم کردم و بعدشم شستم

سریع ي نهاركي درست کردم پلو از دیروز داشتیم با کمی مرغ سرخ شده خوردیم

سر درد خفیف داشتم گفتم وقت هست بساط نهارو جمع نكرده گفتم نیم ساعتی بخوابم

قبلش یه گشتی تو اینستا زدم خاکسپاری سلوا دختر وحیده رو دیدم کلی گریه کردم خوابم نبرد آخ

ديگه پاشدم بدو بدو

حبه رو بردم باشگاه

تو باشگاه یه هم باشگاهیش بهش ضربه زد حبه گریه افتاد و کلی غرررر زد بعدشم ب مربی ش گله کردم من اصلا نمیتونم نگم

من انسانه ( برو و مطرح كني ) هستم

مربی ش ك خيلي عشقه

بعدش برا اينكه ضربه يادش بره و اروم بشه یه ربع بردمش پارک تاب سرسره

بعدشم نونوایی نون خریدم اخر وقت بود سه تا بیشتر نمیدادن باز روزای دیگه باید برم نونوایی اوف

داداشم زنگ زد ک ی سر میان خونمون

بد‌و بدو رفتم خونه یه کم مرتب کردم

علی خونه نبود

داداشم اینا اومدن و علی اومد و مهمونام یک ساعته رفتن شام نموندن الحمدلله

شام خودمون هم از اضافه سیب زمینی سرخ کرده های ظهر ک نیمه سوخته بودن اوردم که چون دوباره گرم شده بودن بدمزه تر هم شده بودن

کلی هم سر گوشی بازی ، سر حبه جیغ جیغ کردم صدام تا سیاره اورانوس رفت

سر درد شدید دارم اما مرگم میاد ی استامینیفن بندازم

چراشو نمیدونم🧐

از گشنگی هلاکم پا شدم یه نیمرو ربی خوردم سیر نشدم باز گشنمه

نمیدونم ب چه بهونه ای چی رو تقصیر علی بندازم دلم خنک شه

بنظرم همینجور ک خوابه با یه پُتک بزنم مغزش رو له کنم

اگه براتون سواله ک چرا علی کمک نمیده علتش تنبلی ژنتیکیه ارث دایی گور ب گور شده ش

دلم خنک ک ساعت کاریشون باز داره زیاد میشه😁

تعطیلاتم چش علی چهار تا بشه میکپم خونه هیج جا هم نمیرم

بخدا يه دوستم همش ازم وقت ميخاد كه يه نهار ( وسط هفته) بياد خونمون ؛ هزار بار بهش تايم دادم و كنسل كردم

أنا لا وَقت

😩

أنا لا وقت

پس شاغلا چيكار ميكنن؟! انقد خسته م همين امشب شبونه تصميم گرفتم طلاق بگيرم بچه رو هم بدم ب علي يه بليط بخرم ب مقصد ناف آنگولا! جايي ك مهمون خيز نباشه

اين همه بدقلقي من عوارض نخوردنه كديينه

با اينكه الان تو كَتَم نميره ولي فردا ك بيدار شم رفرش شده در خدمت خانواده و جامعه خواهم بود🤪

غيبت كنون

حالا فهمیدم چرا جاری مومنه ؛ فقط تولد علی رو تبریک گفت و فقط ب علی اس ام اس های مناسبتی میده🤣🤣

چون من جلو شوهرش حجاب ندارم

🤣🤣🤣

چرا ب من نمیگین شما؟؟؟

دیروز با دوستام جمع بودیم نشستیم خونواده های شوهرا رو پیش هم رسوا میکردیم ، منم ماجرای جاری مومنه ( جدیده) رو گفتم

اونا اونجا بمن علت شو گفتن

گفتن كه حتما چون تو جلو شوهرش حجاب اسلامي نداري اين حرص خورده رفته مشورت گرفته ماحصلش شده كه : اونم ب شوهر تو نخ بده تا تلافي بشه و حرص بخوري و عقب نشيني كني

منه خنگ ميگم چرا اينا رو دو بار رسمأ با اصرار دعوت كرديم و اينا نپذيرفتن! !!

يه چيزي بگم

انقد خوشم مياد بدون اينكه كاري كنم خاري در چشم ديگران باشم🤣🙂

همونجور كه خاري در چشم سايبري ها هستم در چشم اين جاري جديده كله خراب پوشيده ي پوسيده هم هستم 💪🏻💪🏻💃🏼💃🏼

آخه علي ك با اون گوزو ب من خيانت نميكنه كه

بخوادم ي روز خيانت كنه ( خوشگلي) و ( خوش تيپي) براش مهمه🤪🤪

منم ك ب علي ميگم نيت ات چي بود

علي مهرطلبه بفهمه پيامات بهش از رو مهر نبوده دشمنت ميشه🤣اينهمه نشستي حرص خوردي مشورت گرفتي نقشه كشيدي وقت گذاشتي ، در نهايت تيرِت كمونه كرد گوزباقالي خانم😂😂😂

چقد كم اي زن

،،،،،،،،،،،،

تو كليَت قضيه

از يه طرف حدس اینکه تو خونه ي مادر علي ؛میتینگ هایی با شرکت علی و این جاری مومنه جدیده برگزار شد ؛منتفی میشه و از خشم و خشونتم میکاهه

از طرفی جرم علی برا نگفتنش سنگین تر میشه و بر خشم و خِشانتم مي أفزايه

🤣🤣🤣🤣🤣

اين زن هفتميه خيلي بلاعه، مث زن اوليه است

🤪

واااااي تو جمع دوستام ميشينم ميبينم من چقد بزرگوارم

يكي از دوستام شكايتش از مادرشوهرش اين بود كه ( مادرشوهرم هنوز نميدونه بچه ي من شنبه صبح باشگاه داره) 🤣🤣🤣

چه جِلافتا

گفتم : اون ك مادرشوهرته؛ نكنه فك ميكني مادرشوهر من خبر داره اصن نكنه فك ميكني مادره خوده من خبر داره ما هر روز روزي دو سه تا كلاس ميريم🤣🤣🤣

يكي شاكي بود كه مادرشوهرم ما رو ماهي يك شب هم دعوت نميكنه ....🤣سر من قضيه برعكسه

مادرشوهرم اينا حاضرن هرررررر شب ما رو دعوت كنن و ديگه دست كم دو ماه يك بار ما رو رسمأ دعوت ميكنن ولي منه بي ادب نميپذيرم ؛ شاكي ام هستم ك چقد دعوت ميكنن!نميخام وقتمو خونه اونا تلف كنم🤣🤣

من برعكسم يا دوستام برعكسن🤨🤨

ديشبم علي هر چي اصرار كرد خونه مادرش نرفتم اون قهر كرد تنها رفت ؛ فك كرد پنچر ميشم و از كرده ي خود نادم

منم وقتو تلف نكردم بدو بدو با دو تا ع دوستام قرار كافه گذاشتيم نشستيم انقده غيبتشونو كرديم دودمان اونا رو ب باد داديم😁

علي نصفه شب برگشت خونه نديدمش صبح هم ساعت ٩ رفت بيرون تا ٢ ظهر

چميدونم زن ديگه داره زنهاي ديگه داره 😂ب كان مباركم

اس ام اس دادم كجايي گفت باغ بابا بيل ميزنم

چميدونم

واسه اينكه تابلو نشه با شلوار گل آلود برگشت خونه

فك كنم با زنان حرمسرا تو باغ پارتي داشتن🤣🤣

قهر نبوديم يه سلام خدافظ زوركي كرديم البته

علي عصري رفته بود حموم

منم از غيبتش استفاده كردم حبه رو برداشتم رفتيم دور دور و شب تر اومديم خونه

قبلنا حبه رو ميبردم پارك يا شهر بازي سيرموني نداشت با جيغ و گريه برش ميگردوندم الان آقا شده ميگم برگرديم مطيعه

برگشتم خونه

ديدم علي درازكش افتاده با به لحن مستاصلي ميگه: دو روزه سينه م و قلبم درد ميكنه

كفتم : از بس بدي

جدا از شوخي اهل دلهاش ميفهمن ببينم كسي حدس ميزنه قلبش برا چي درد ميكنه 😜💊

دو روزه قلبش درد ميكنه خونه ننه ش چجوري رفت؟ باغ چجوري رفت؟ ب ما رسيد اسمون تپيد؟

الانم دفترخاطراتشو بازرسي كردم ببينم وصيت نامه اي چيزي نوشته ديدم نه بابا😒😒

نوجوون

به دختر ك بخاطر شرايط سخت خانوادگيش خيلي واجب بود و از لحاظ هوشي هم انتظار ميرفت كنكور دو رقمي بياره چنان ريد كه مجبور شد خودشو ب عصبانيت بزنه و فرياد و فغان راه بندازه كه ريدنش در كنكور به حاشيه بره

درسته ك من نوجونها رو دوس دارم و خودم حس ميكنم از لحاظ هيجاني نوجوونم ؛ ولي قديمها اينجوري بود ك ادمهايي ك خيلي در زندگي سختي ميكشيدن پخته تر و مسئول تر بودن الان همه از دم ياغي🤣🤣

،،،،،،،

غير از اون دختره

اااااا

من يه دخترخاله دارم نميدونم ١٤-١٣ سالش ايناس

بچه ي خيلي خاصي هست جدي و سر ب راه ( برعكس داداشش)

جا اينكه تو اين سن بشينه رمانهاي علشقانه و گريه دارِ فهيمه رحيمي بخونه يا داستانهاي مثلا (دختري زير سايه ي مهتاب) بخونه ورميداره رمانهاي مشهور جهان از كافكا،شكسپسر و آلبركامو ميخونه

بهش ميگم اين كتابهاي غني چيه ميخوني تو الان تو سني هستي بايد با پسري از كوچه بالايي قرار بذاري و از خونه فرار كنين برين پارك زير ستاره ها بخوابين تا خوشبخت بشين🤣🤣داري ميري فرار كني كاغذ ببر لازمت ميشه بايد لول كنين باهاش شيشه و علف بكشين🤣

،،،،،،،

هنوز مُجِدانه و مصِرانه اعتقاد دارم : درس چه كوفتيه !هيشكي تو اين مملكت هيچي نميشه

تو اين وانفسا

علي اقاي قصه هم فوق ليسانسش رو گرفت كه به جمع ( هيچي نشده ها ) اضافه تر بشه

اااااااااااااا

يه دوست صميمي روانشناس دارم خيلي خيلي جذابه

يه لحظه با تو حسابي ميگه و ميخنده ،،،،لحظه ديگه يه چي ميشه سگ ميشه ميزنه تو رو پاره پاره ميكنه!! خيلي منو ياد خودم ميندازه!!ب من ميگه تو تنها كسي هستي تا حالا پاره پاره ت نكردم، از بس خوبي و فلاني و ماهي و نميدونم چي چي

بهش ميگم نه جانم تا حالا منو نگرفتي چون درونت از من ميترسي 🤣 ميدوني پتانسيل مقابله به وحش دارم😅

اين دوستم تنها انسان كره زمين هست كه از من مشورت ميخاد

عاخه نرم سر در اين دانشگاهها رو گِل نگيرم كه ب شمايي مدرك ميدن ك عقلتون نميرسه نيايين از من مشورت نخوايين😁

امروز زنگ زد گفت : شوهرم ميخاد اخر هفته تو يه جمع دوستانه مون باشيم حدود دو سه ميليون دونگ مون ميشه.....

گفتم : اگه با چند جمله قانع نشد نكنه تمدن ات گل كنه شوهرتو تنها بفرستي تو جمع دوستاش !!!!! جيغ جيغ كن 🤣بهش بگو دو راه داري يا نميري يا حق رفتن نداري!

من ب پول حساسم وقتي نداري نبايد قاطي پولدارا بشي

والا بخدا، يه اخر هفته چيه سرش سه ميليون ب گاي عظما بدي

شوخي هم ندارم

بعدشم من و اين روانشناسه تنها دو انسان كره زمين هستيم كه عليرغم اختلافات زياد ولي : از جمع و مهمون خوشمون نمياد بهترين دوستمه اما سالي يه بارم نميبينيم همو

نديده خوشحال تريم ، ميدونم ك مث من قرار جمع هاي خونوادگي ن تنها خوشالش نميكنه برعكس فكرشم اذيتش ميكنه

من اعتقاد دارم وقتي ادم ميتونه با پيژامه بشينه لش كنه رو مبل چه كاريه يكسري ادم دورش بگيره و لباس رسمي بپوشه!!!تنها دو انسان زمين ايم كه عليرغم اينكه با همه خوشرو ايم ولي دلمون برا زنده و مرده هامون اصن تنگ نميشه🤣🤣 ٤ سال ايران نبود فقط يه بار ب هم تلفن زده بوديم!🤣🤣

نميدونم در كودكي چه آسيب مشتركي ديديم نتيجه ش شديم ما

🙃 سر شب زنگ زد با اون لحن خنده دارش بمن گفت : آجي! عمليات با موفقيت انجام شد ، شوهرم رو تلفني ب سزاي عمل نكرده ش رسوندم

كلي خنديديم! يه سري صفات من و اين فقط تا نوجووني رشد كرده بعدش قفل شده😎

اون منو ميشكفه من اونو ميشكفه

من ب خيال خودم خيلي دو قطبي ام اما اون وقتايي ك منو تحليل ميخاد بكنه ميگه تو خيلي دي اكتيوي!

مطب زد پيش اين نرين😆

لايك كامنت اينستا

من انسان بچه دوستي هستم

يه دخترخاله ناناز دارم دو تا بچه كوچيك داره يعني كم كم اش روزي پنج تا ده تا استوري از روزمرگی های بچه هاش ميذاره

نمیدونم چرا اما خیلی حالمو بهم میزنه

بالا میارم

گرفتم mute ش کردم استوریاش واسه من نیاد ک ی وقت نخواسته هم دستم نخوره استوریاش ببینم

امشب پُست اخرش رو برام دايركت فرستاد

تعجب كردم چرا پست شو پي وي برام شِير كرده

ديدم عكس بچه شه

بدون خوندن كپشن به لايك زوركي كردم

.

.

.

خداي عز و جل منو گرفت

پيام داد ك چرا ب من توجه نميكني و يه كامنت دريغ ميكني و چه و چه

منم امروز روز شلوغي داشتم و اخرش هم رفتيم يه تولد سوپرايزي برا كسي گرفتيم ك بار اول بود ميرفتم خونه اش، زندگي بي سامون اون مرد بدجور حالمو گرفته بود خستگي روز شلوغ پلوغم رو تو تنم نگه داشته بود و سردرد اضافه شد

از طرف ديگه هم شنيدم يكي از دوستاي خيلي نازنينم داره ميره ، قلبم از اين مملكت سيه روز ؛ فشرده شد! هيشكي ب هيج جا نرسيد و در حسرت يه زندگي معمولي مجبورن برن اون سر دنيا!

ديكه با اين فكرا

خودم سگ اعصاب

حالا دخترخالمم هم پيله كرد

دخترخالم يه آدم پروانه ايه

مث ادماي عادي نيست زيادي مهربون و آرومه

با اون سردرد ناشي از تولد ؛ بي حوصله چند تا جواب مودبانه كوتاه دادم كه ( سرم شلوغ بود كامنت ندادم ،،،)

اما ادامه داد و البته كاملا با ادب و احترام ولي داشت بهم درس اخلاق ميداد كه فاميلها بايد ب هم توجه كنند و غيره

اخري براش نوشتم من مهرطلب نيستم از مهر طلبها هم فراري ام

بسلامت )

اونم نوشت : چه بهتر ك با ادماي اينجوري در ارتباط نباشم

ببينين چقد مودب و پروانه ايه

اصن مث من وشي نيس

و بدون اينكه كار ب فحشاي پدسگ گه سگ و فحشاي ك دار برسه خيلي نااااااز ريموو و انفالو و بلاك كردم از دستش خيلاث

سوال اينجاس چرا يه آدم آروم و لطيف ؛ عشق ب جلب توجه داره

و همش عكس عكس عكس استوري استوري استوري

و

سوال بعدي اينه چرا اينستا رو برا خودتون انقد بزرگ و مهم كردين كه كسي لايك نكنه رو قابل توبيخ ميدونين

من اولا دست كم صد تا فاميل رو تو پيجم اصن راه ندادم چون از تو چشم بودن خوشم نمياد

دومأ اگه سال و ماهي شاااايد يه پست هم بذارم اصلا نگاه نميكنم كي لايك كرد كي نكرد از بس مغرورم برام لايك نكننده ها ب كانم هم نيستن اصن تا حالا نگاه نكردم كي ديده كي نديده

چجوري غرور ندارين ميرين التماس لايك كامنت ميكنين

چجوريه برا خودتون قانون گذاشتين كه ديگران موظفن ب شما توجه و لايك و كوفت كنن

🤣🤣

بذارين ب درد خودمون بميريم

شيش نفري رفتيم خونه ي يه آقاي فاميل سوپرايزش كرديم برا تولدش! چقد زندگيا متفاوت و هست ، بدون اينكه اختلاف فاحشي بين خودش و زنش باشه زنش فقط چون دلش ميخاد شهر ديگه زندگي ميكنه خودش ك هواي اون شهر بهش نميسازه مونده شهر ما

انقد از هم دور موندن كه از عشق شون چيزي نمونده در حد چند ماه يك بار ب هم سر ميزنن😕

خونه كثيف ! شلخته به هم ريخته ، خود خونه مستاجري و داغوووووون

اينها روزگاري زندگي اي داشتن كه ماها آرزشو تو خواب نميديديم

انقد شخصيت نمايشي داشتن ؛ اندازه خودشونو نشناختن خريت كردن كه ....بخت شون برگشته

بشدت تحت تاثير قرار گرفتم 🥺

من ك كاري ازم برنمياد

اين مملكت گه سالار اهريمني هم ك حسابش معلوم

بايد ب درد خودمون خو بگيريم

دخترعمو

اون زمون ک پدر مادرای ما ، ما رو اسلامی تربیت میکردن عمو و زن عموی من آزاده و فرهیخته بودن...

یکی از دختراشون از همون بچگی بیخود و بی جهت مذهبی بار اومد

اسمش ( دنیا)

بقیه بچه ها و عروسا اصن اینطوری نیستن

حتی شوهر دنیا اصلا از دنیا بخاطر افکارش راضی نیس

جالبه که زنهای مذهبی موقع دادن میشه میگن باید از شوهر هر وقت هر جا اطاعت کرد اما زمانی که طبق میلشون میرن اردو ب منطقه و نمیدونم سه روز اعتکاف تو مسجد و الانم شک ندارم ننگ شوهرش شده ؛ اینجور مواقع اطاعت از شوهر مطرح نیس!!!س... دوس دارن بحث اطاعت نیس بخاطر همینه رِ ب ر‌ِ فیلمهای خلاف اين تيپيا درمیاد

خیلی جالبه دقیقا دیشب شنیدم که دنیا تو خیابون ب مردم تذکر حجاب داده، بعید میدونم جرات کنه بدون اتصال ب جایی گهخور درومده باشه حتما عضو چیز شده

به بیست ساعت نکشید عصر امروز داشتم خوشان خوشان میرفتم دنبال حبه دیدم دنیا خانمه تو این گرما و شرجی زیر چادر مشکی ش کنار خیابون منتظر تاکسی وایساده

چون ماشین من لول پایین است انتظار مسافرکشی میره دنیا من رو ( راننده رو) نگاه کرد و منم دیدمش و درجا دست برا هم تکون دادیم

اما وانایستادم سوارش کنم😂😂

انقددددد از کرده ی پارتیزانی خود دلشادم گفتم شما رو سهیم کنم😁😁😁😅😅😅

امروز خیلی قاطی بودم یعنی مریض و بی جون و عصبی و بی حوصله

بعد از این جریان مودم عوض شد انرژیم فول شد انقد ب کارا رسیدم 😆

همین دنیا ؛ هر سال عید میان خونه مون عید دیدنی

ب بچه هاش عیدی میدیم میرن

شب یلداها هم میان

تو این ۱۵ سال ی بار ما رو دعوت ک خوبه حتی یه تعارفم نکرد

من اصن نمیدونم خونه دخترعموم کجاس

در حالیکه خواهر کوچیکترش پایه لات بازیای منه😂😂

میبینین:

ارگانهای گهخور و تذکر دهنده ؛ این گدا گودول های دو زاری رو شانتاژ میکنن نگیریم قلم پاشونو خورد بی صاحابا رو

وووووووووووووووووووووو

ي چيز جالب بگم خوشال شين

اصن نميدونم چرا تا الان نگفتم

دختره دختردايي مامانم ( شايد اين نسبت ها برا شما دور حساب شه) اما نميدونم چرا خونواده هاي ما انقدددد فاميل باز بودن

سمانه رو از بچگي تا الان ميشناسيم و خيلي دوستيم و خيلي در ارتباطيم

خلاصه ك زماني كه ما در عنفوان كودكي و نوجواني مورد تربيت اسلامي بوديم اين ( سمانه) اينا از بيخ و بن مُرتد .... ديگه نگم براتون،،،،از سر و تيپش از عقايدش پوشش اش مجالس شون بزم و ميگسارياشونً🤣🤣

اين سمانه شغلش:

تو مدرسه معلم ديني هست 🤣🤣🤣🤣🤣

خيلي به شغلش ميخنده و ميخنديم🤣🤣🤣