جن

شاید غلط انداز به حساب بیام اما نه اهل دودم نه اهل مشروب نه رفیق باز! خیلی خانوم طور دارم به حیات دنیوی خودم ادامه میدم

با اینکه کلا زیاد عقل ندارم اما ب خودم فشار میارم بابت مسائل ، اندکی بیندیشم و ادا عاقلا رو دربیارم

تازگیا با یه عده جدید اکیپ شدم، پنج شیش تا خانم متاهلن، ولی تا دلتون بخاد ولنگوواااااززززز

هیچکدوم پولدار نیستن ، اما خوش!

توی یک ماه ، اینم تو تابستونه العطش!سه بار با این اکیپ تازه تاسیس رفتیم بیرون ، جنگل و دریا ، حتی یه شب تو همین شهر خودمون ، توی شهر ( نه کنار دریا ) ویلا گرفتیم با بچه هامون ، بدون شوهرا رفتیم ویلا😂😂

برا چی ؟ نمیدونم

برا چی ؟ نمیدونن!

بچه ها همه جا در کونمون چسبیدن دیگه!

به ابلفض اگه سر سوزن بیرون ع خونه مراقب بچه هاشون باشن، ول میکنن طفلکیا خودشون گلیم خودشونو از اب بکشن بیرون ،بچه ها رو لب ساحل ول میکنن تو آب ، خودشون صد متر اون ور تر دارن پااااف پااااف سیگاااار و قلیون میکشن مث الوات هر جا میرن با خودشون یه اسپیکر نیمه غول میبرن اهنگ میذارن میرن تو خلسه،،،،، یه جایی میشینن اصن دید ب بچه ها ندارن ، حتی انقدری هم درگیر این نیستن که چرا من ( یکی از اعضای گروه) اونا رو میذارم ، و میرم لب ساحل مراقبت از بچه !

مدلشونه، نه غیبت میکنن ، نه نک و ناله میکنن،نه فکر میکنن نه بی ناموسی میکنن،حتی خیلی زیادم بگو بخندی نیستن ، انگار تو یه دنیای معلق مثلا پنجاه متر بالا تر از زمین یه طرز دیگه ای با یه قوانین دیگه ای دارن زندگی میکنن

شاید جن باشن 😂

خلاصه که داداشا ، آبجیا ؛ اومدین اینجا دیدین مست و پاتیل افتادم یا دود قلیون این وبلاگو ورداشته ، نترسین حاجی تون سر پیری رفیقای ناباب پیدا کرده

!

میگم من تو دورانی ک دختر خونه بودم با اینکه آروم بودم اما زیاد حرف گوش کن نبودم ، نمیجنگیدم مبارزه نمیکردم انگشت تو چشم کسی نمیکردم اما کار خودمو میکردم و سپر من هم غرورم بود😂 ولی با تمام این احوالات همش میگم خدا رو شکر که دوره ی بی حجاب شدن ،خورده به متاهلیم ، شاید دیدگاه مدرن این باشه که این قضایا به شوهر هم ربط نداره، اما من زندگی نامدرن و سنتی دارم ، فقط علی خودش ع فکر خودش اوکی هس! الان اگه من مجرد بودم شاید هنوز باید یه شال نیم بندی رو میذاشتم🤯 کم بدبختی داریییییم، کم تو این مملکته ویرون ، همه ارکان زندگیمون داغونه، الان باید تو خونواده م مبارزه ی حجاب هم میکردم

البته حتما شما خیلی متمدن هستین حتما مظاهر خرافه رو رعایت نمیکردین

ولی ما اینطور نبودیم، من فقط جلو شوهر عمه و شوهر خاله هام بدون روسری بودم ، جلو همه شال میذاشتم

علی هم اوایل ازدواج بدجوری غیرتی بود ، حتی منو مجبور میکرد جلو پسردایی های جِقِله ي ١٠-١٥ ساله م روسري بذارم

به مرور باهاش كار كردم

علي نماد يك ادم متحول شده اس، از مذهب از سیاست، از نگاه اجتماعی ، ویرون کردم و از نو ساختم ، البته استعدادشو داشت بعضیا صدسال هم بگذره متحول نمیشن ،

بماند

من، با افتخااااااااررررر از سال ۹۳ که به اخلاص رسیدم ، تو كل تبار مادري و پدري و شوهري ، اولين فرد كشف حجاب كرده بودم ، چون نمیدونم چرا فامیلا منو دوس داشتن و با من برخورد جدی نکردن ، چند مورد تذکر جدی دریافت کردم انقد باهاشون شوخی میکردم ،،، خل وضع بازی درمیاوردم تا از جدیت میفتادن ، فقط در مقابل یه برادرشوهرم مبارزه جدی تری کردم

همیشه فامیلا میگن : شمیم راه باز کن ما بود

من سر شوخی رو باز کردم بقیه هم شوخی شوخی پیوستن

حالا این چیزا افتخار نداره

حالا ک از جک و جاهلای فامیل خبرهایی میشنوم که با فرهنگ فعلی من نمیخونه ؛ به احترام اینکه :یه جا من پوسته ای رو شکافتم ، میذارم ب حساب اینکه : هنو عقل من نمیرسه پس لال باش !

شاید باید خیلی بندهای دیگه باز بشه ، باز هم با خودم کار میکنم و بخصوووووص رو علی کار میکنم که اونهم آپدیت بشه

یه تفتان خانم داشتیم ؛ زنه فضوله پسرعموی علی بود ، رفته به همه گفته که دختره برادرشوهرش ( که میشه دختره اون یکی پسر عموی علی) ک من و علی علشقشیم ،دختره بچه انداخته!

یکی قبلا اینو بهم گفته بود، من هیچوقت مسایل ناموسی رو ب علی نمیگم ، ضمن اینکه تنها اعتقادی ک برا خودم باقی گذاشتم ( ترس از قضاوتهای اینجوریه)

خلاصه خبر ب گوش علی هم رسید

کلی باهاش صحبت کردم که تو زن جوون داری ، خواهر داری، خواهرزاده برادرزاده های مونث جوون داری ؛ زبان در کام گیر و شتر دیذی ندیدی!

علی ک هیچی

قانع شد رفت

اما تفتان خانم بعده این دهن لقی ؛ مچ دختر هفده ساله ی خودشو با یه پسر ۳۷ ساله گرفت و از ترس ابرو عجله ای عقدشون کردن

الهی ک خوشبخت بشن

اما در مسایل ناموسی راز دار باشین

علی خب بعنوان یه مرد ؛ مشکلی با کم حجابی خانوما نداشت 😂 یواشکی وراندازم میکرد ، من تو دلم میگفتم بذا ببینه چشمش عادت کنه ، هیچوقت حساس نبودم ، اما همیشه از اقایون شلوارک پوش متنفر بود و ازشون گله میکرد!

حدود بیست سال قبل یه شلوارک جین براش خریده بودم هیچوقت پاش نکرده بود، الان از من خواستش از بالا کمد درش بیارم در مواقع مقتضی بپوشه😆 به علی و تیپ کارمندی ش نمیاد! من با علی عقد کرده بودم چفیه میذاشت😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂بخدااااااااااا

..............................

از تغییرات خودتون تعریف کنین

اگه پول زیاد داشتین طلاق میگرفتین؟

مادر من زن محکمی هست

در عین حال خیلی خیلی خیلی رفیق بازه

باور کنین دویست تا رفیق رو داره و علت اصلی موفقیتش هم اینه که مثل آقایونه ، حرفی ک حس کنه درسته رو با زبون خودش میزنه و دیگه اصلا به واکنش طرف مقابلش و سوسه هاش هیچ کاری نداره

خیلی سخته خیلی خیلی سخته ولی من نمیدونم چرا به اون نرفتم🤨

تو این چهارده سالی 🤣ک از خدا عمر گرفتم

هر کدوم از دوستاش بهش مراجعه کردن و گفتن شوهرشون فلان بلا رو به سرشون دراورده ، توصیه اش این بود : جدا نشو !

این بار یه دوست مامانم ، میلیاردرن ، یه پاش اینجاس یه پاش فرنگ ! اومده میگه شوهر ۶۵-۷۰ ساله اش با یک دختر ۱۹ ساله ازدواج ( عقد) کرده و خونه رو ترک کرده !

مامانم توصیه کرده : طلاق بگیری که چی؟ بهش توجه نکن ! رفت که رفت!!!!

سوختن و ساختن ، فقط مال ما گدا گودولاس. نه واسه تیلیاردرا!

مرتیکه چس کش دسته خرو ، تو شماسنامش نگه داره که چی؟

خانومه خودش پرنسسه، خوش هیکل ، خوش تیپ. ! همسن مامانمه. بلوز دامن سفید میپوشه میره بیرون! لباساش همه از خارج!

خونه ای ک توش زندگی میکنه، هفتاد میلیارد قیمتشه! دیگه باقی ثروتشونو اطلاع ندارم

اینم طلاق نگیره بسوزه بسازه! من و امثال منم آره؟!

با مامانم آروم حرف زدم هم این مورد رو گفتم. هم اینکه : اگر تو سن شما ، دست از عقاید فرسوده کشیدین هنر کردین! هنوز که هنوزه بجز واجبات ، مستحبات رو هم ب جا میاره!! هر بارم باهاش حرف میزنم میگه : من با شما کار ندارم شمام با من کار نداشته باشین

ولی من باهاش کار دارم😜

🤪تازگیا دیدم مانتوش یه چسه ؛ کوتاه تر شده

مثلا قبلا کوتاه ترینش چهار انگشت زیر زانو بود ، الان یک انگشت زیر زانوعه

بابام یه جورایی مثل علی هست ، هر جور زنش بگرده میگه : حق همینه😁

خدا وکیلی اگه مثلا حالا به پول الان ( از ۵۰ میلیارد) به بالا پول داشتین ک میشد باهاش یه درامد ماهیانه معقولی رو که به مرور زمان کم ارزش نشه، راه انداخت ، بازم تو زندگیای مشترک تون میموندین؟

همه یکصدا بگین ( نهههههه خیییییییررررر) من خیط نشم😂

...............

دیروز میخواستیم بریم یه مراسمی برا پسرا ، مادر یکی از همکلاسیای حبه ، بهم گفت که نوبت ارایشگاه داره برا تایم طولانی و خواهش کرد من بچه شو ببرم مراسم و بعدش هم برگردونم خونمون،،

مامانه خیلی نازه و شوهرش ورزشکاره البته من ک نمیشناسم شوهرشو ولی خب،

بعهده گرفتمش،، تا جایی ک تو مراسم بودیم حس میکردم بچه چقد اجتماعی و شنگول و غیرخجالتیه ، اومد خونمون. ، یه راسته رفت اتاقهامونو چک کرد میاد راجع ب همه چی نظر میده. میره تو اتاق من میگه : خاله وااااای این جای لوازم ارایشته؟

خیلی بدم اومد از رفتارش!

این یه بچه اس. بچه ک گلایه کردن نداره ، فهمیدم مامان اینم مث الی جانم لابد ازون دریده هاس ک بچه ش فک میکنه این حرکات طبیعیه

دیگه یه بارم تو عمرم. ، با کله نرفتم تو صخره وقتمو واسه این نازخانوم هدر نمیدم که بیشتر با هم دوس شیم، بره گمشه با اون شخصیتش که بچه ش انقدددددد رو داره! نمیپسندم

عوضش امروز ک رفتم کلاس زبان و برگشتم ، همون همکلاسیم که چون یه مقدار هوکومطیه ، دلم باهاش صاف نمیشه ، بعدش بهم زنگ زد که امروز تو کلاس چت بود انقد اشفته بودی؟

تماسش برام یه دنیا ارزش داشت

قصدش فضولی نیست چون مث خودمه ، سوال نمیپرسه به نیت فضولی، قصدش فقط همدلی بود

ما دو ساله همکلاسیم و من واقعا با توجه به اختلاف فرهنگیمون بهش محبت داشتم ،بارها از کسب و کار خونگیش جلو خیلیا حمایت کردم ، و نهایتا اینطوری به دید لطف ،محبتو پس داد

و روزمو ساخت😍

منم طوریم نبود روزایی ک کار زیااااااد داشته باشم خیلی استرس دارم از صبح تا شب هزااااار بار باید میرفتم میومدم و بخاطر همین ذهنم تو کلاس نبود

،،،،،،،،،،،،،،،

مث همه تون خیلی خیلی بابت وضعیتی که برای این مملکت راه انداختن ناراحتم

میدونین ک جاریای من فوق العاده خوبن ، جاری خارجکیه کمی عقاید چپ جهانی داره ، میدونین ک چپیا فک میکنن که سر و گردن از بقیه فهیم تر هستن ، بخصوص اینا که چون فوق العاده پولدارن طبیعتا یه دیدگاه از بالا ب پایینی هم دارن بما

بنده خدا در کمال ادب اومد با من وارد بحث شد ، فک میکنه نمیدونم جهت فکری شون چیه! هی خدایای خداوندا ، من به این نور چشمیم ک انقد دوسش دارم چی بگم ! خلاصه یه طوری بخش کوتاهی از نظراتمو‌گفتم

و میدونین دیگه هیچگاه هرگز در عالم بشری دو دیدگاه با ادله و حرف یکدیگر را متقاعد نمیکنن☺️

دیگه تعارفو گذاشتم کنار عصری ب علی گفتم : مرده شور عقاید زن برادراتو‌بردن 😂میگه : زن برادره خودت بهتره ؟ گفتم اون حداقل لاله ! حداقل هیچ نظری نداره !

پسر خالم و خانمش تهران هستن ، ولی اینجایی هستن ، پسر خالم و خانمش خیلی مدتها اختلاف داشتن ، فک کنم هنوزم کم و بیش دارن. حالا من با دختر عموی زن پسرخالم ، قبلنا هم باشگاهی بودیم و تو عروسی پسرخالمم خیلی همو تحویل میگرفتیم ، دیگه شد و اون زن و شوهر به دعوا و اختلافات و جنگهای صلیبی خوردن. حالا کاره من به دخترعموی زن پسر خالم افتاده. وااااای منو میبینه لبخندش رو میخشکونه و سرد برخورد میکنه ! من از محتویات اختلافات پسرخالم و زنش اطلاع ندارم ، ولی همین رفتاره دخترعموعه بهم ثابت میکنه تقصیر زنه هست ! شما رو کی ریده که وقتی دو نفر اختلاف دارن با اقوامش بد میشید؟ چجوری روتون میشه ؟ چجوری یادتون میمونه ؟؟؟

هوووووف

زنه پسرخالم خیلی خیلی شخصیت نمایشی داشت ، اون اوایل که هنوز با اقوام رفت و امد داشت و فهمیده بود من و دختر عموی جون جونیش ک مث خواهر بودن ؛ یکسال میشه هم باشگاهی هستیم ، اومده بود بمن گفته بود : شوهره دخترعموم ۱۴ تا خونه و ۱۱ تا مغازه داره ،،،،،،( عددها یادم نیست) ولی واقعا تعداد خونه و مغازه ها رو هر کدوم بالای ده تا گفته بود

منم باور میکردم، البته برام مهم نبود ، من چه داشته باشم چه نداشته باشم ،در کنار هزار حقارت و ضعفم ولی در درونم احساس غنا دارم ، اینو از تربیت والدینم دارم نه از غنای واقعی! برام مهم نیس کی چقد داره و حس ضعف و بدخواهی بهم دست نمیده، دروغ چرا ، کیف هم میکنم

حالا

الان چرا دخترعموعه یه جا منشی هست؟ حالا فرض ک منشی خوبی باشه مثلا ماهی بیست تومنم حقوق بگیره! اینا که ۱۴ تا خونه و ۱۶ تا مغازه داشتن چه نیازی ب این شغل ها داره !

گوز خورن !

........

میدونین ک شبا تا صبح چند بار بیدار میشم خبرا رو میخونم

دلم میره لرستان دلم میره شیراز بوشهر... برای اون مردمی ک با این صداها وحشت میکنن و دچار هزار عوارض میشن

الان اون مازوخیسمی میاد کامنت میده😂

روز نوشت، بدو بدو

امروز موتور جت ب پام بسته بود

اول صبح رفتم کلاس زبان جونم

بعد کمی خرید تره بار و خیارای ریز خیارشوری و‌جوراب پسرک و رفتم خونه

سر ظهری پسرک رو بردم کلاس ریاضی و اونجا چند تا از مامانای دوستای قدیم پسرک رو دیدم و چقد از دیدنشون ذوق کردم

بدو بدوووو اومدم خونه نهارو بار گذاشتم و باز برگشتم بچه رو ع کلاس برداشتم اوردم خونه

تند تند رفتم دکتر گوارش، انقد معطل شدممممممممم ، چند لحظه چرت زدم، گوشیمم جا گذاشته بودم برق خونه هم قرار بود قط شه علی هم نبود ، پسرک هم تنها بود

از استرس میلرزیدم

دکتر هم گفت قرص اورسوفار را ادامه بده ( برای صفرا)

اومدم خونه دیدم علی آش و لاش از دندونپزشکی اومده و جراحی لثه و دندان داشته، خیلی حال ندار بود ، تند تند نهار خوردم

باز بردمش بیرون امپول چرک خشک کن شو زد با یه امپول دیگه نمیدونم چی بود !چشاش سو افتاد ، باید غذاهای ابکی میخورد ، خودم عاشق سوپم اما وقت نداشتم رفتیم شیر و موز و هندونه خریدیم

انقد ضعف داشتم رسیدم خونه چند بار کم مونده بود غش کنم

اومدم خونه چند لقمه از ماکارونی دیروزی رو خوردم چون شور بود حالمو جا اورد

شیر جوشوندم برا شیر موز و فرنی و درست کردم

شام نون و شیرموز خوردم 😂😂😂بخدااااا، تازه یخچال نون دونی مونم خرابه ، نونش هم همچین بیات بود عین سنگ، میزدم تو شیرموز نرم بشه بتونم گاز بزنم🤣🤣

خیار شور هم انداختم

فردا شب شام : نون و خیار شور داریم😂

ظرفهای دیروز تا حالا رو شستم یکساعت طول کشید

تراس شستم گلها رو اب دادم

دوش گرفتم ، ازین بیگلی بیگلی ها دور موهام پیچیدم ،

نمیدونم اسمش چیه ، یه لوله های دراز گرد نرم هست ک تو اینستا دور مو میپیچن خیلی فر خوشگلی میده،،،،،،،،

نخریداااااا، چاخانه همش، یه فر کثیف شلخته درب داغون میده 🤣🤣

شدید هوس کتلت داشتم اما فرصت نشد و رو دلم موند

خیلی خسته شدم ولی عاشق بدو بدو ام

از دیدن مامانهای همکلاسیهای سالهای قبل تره پسرک هنوز یه ذوقی تو وجودم هس

اینجور آدم ندیده ام من😁😁به شدت دلم برا الی جانم تنگ شده 🥰

اگه بهتون بگم چقد حقه بازه😅😅شوهرش یه مغازه جدید ساخته بالای مغازه یه واحد شیک مسکونی ساخته ، این خانم زیر بار نمیره ک بره اونجا زندگی کنه ، بعد شوهرش حاشیه شهر یه زمین لاکچری خرید ، الی اصرار کرد ک اونجا براش ویلا بسازه بره اونجا زندگی کنه، آقاهه کلی هزینه کرد بهترین چیزو بسازه ، اواسط کار ، برادرشوهره الی هم رفت تو همون منطقه زمین خرید ،

الی خانم چیکار کرده باشه خوبه؟؟؟ رفت تو پوست یه نفر دیگه که بیایین زمین تونو توی یه محله ی ویلا نشین دیگه ، خیلی حاشیه تر از شهر ، بدین به ما ، ویلای ما رو بردارین

کی میدونه چرا ؟ چرا نمیره بالا سر مغازه ی شوهرش ساکن شه؟ چرا نمیره تو محله ای ک برادرشوهرش هم تو نزدیکیاش میخاد ملک بسازه ساکن شه؟ چرا فرار میکنه به نقاطی ک اشنا دور و بر نباشه؟😂😂

تیغیدن😉

همیشه تو خلوتم فکر میکنم ک با بقیه بحث های عقیدتی نکنم ، قوم و خویشی و دوستی ها رو از بین نبرم، ارزش دوستی بالاتره

اما دریغ ...

تنها ملاک من شده فقط همین ...

علی همیشه میگه : اون جماعت همیشه در قبال منطق ، دنبال دهن جوابی کردن هستن!!!چون چیزی در چنته ندارن

چن روز قبل خونه مادرشوعر بودیم ؛ یکساعتی با مادرشوهرم بحث کردم ، البته واقعا نرم نرم ،گفتم :بعد از ماجرای ۱۸-۱۹ دی ، دیگه عقاید شما رو نمیتونم تحمل کنم،،،با رعايت ملاحظات سن و نسبت ،خيلي حرفا زديم و دقيقا نتيجه همون شد : چون هیچ منطق و درایت و حرف حسابی ندارن فقط مث سلیطه ها دهن جوابی میکنه! یه تایمی گذشت و شوهره دختر عموی علی هم اومد ، یه کم رو ب علی کلام رو ب دست گرفت ،مادرشوهرم دخالت میکنه و به پسره میگه : پدر مادرت چی ان که تو باشی!!!!!!!!!!

پسره بیچاره با ناراحتی ب مادرشوهرم گفت : من به تو چی گفتم که تو ب پدر مادرم توهین میکنی ؟ و قهر کرد از خونه شون رفت!!!!!

بعدش جاری۳ اومد، من و علی خیلی دوسش داریم ، وااااقعا زن خوبیه با عقاید گندیده! طفلی رو درک میکنم انقدر تو زندگی سختی کشیده از فقرشدید خانوادش تا مرگ چند تا از اعضای خانوادش و بدترینش داشتن شوهر بد ( همون برادر شوهر هوکومطی) تا بیماری عزیزان ، که چاره ای براش نمونده جز اوهام!

باهاش هیچ بحثی نکردم ، اینا خدا زده ان

هیچی دیگه فقط گفتیم و خندیدیم ،خودش با ذوق و عشق گفت یه نفر سه شنبه میخواد بیاد!

الان بامداد پن شنبه است 😁

انقد دلم میخواد بهش پیام بدم خیطی شو ب روش بیارم

میدونم خودشو برای یه دهن جوابی دیگه آماده کرده😂

ضمن اینکه باهاش شوخی هم ندارم😜 هر چقدم دوسش دارم ولی از کوری و احساس داناییش متنفرم

جاریم ماشینش خراب بود ، برادر زاده اش ورداشت جاریمو اورده بود خونه ی مادرشوهرم اینا ، برادرزادش شام هم با ما بود ، این جاری خیلی بامزه و شوخه ، در عین حال با همون لحن فانی که داره همش از (نداشتن) گلایه میکنه ، من بااااارها بهش گفتم شوهر تو هم شغل علی هست با یه پست خیلیییییی بالاتررررر و درامد بالاتر ، ضمن اینکه خب حتما از نهادهای لولو خرخره حقوق و دریافتی های مضاعف هم دارن ، آقا من اصلا اطلاع دارم که شوهرش چقد داره!!!!!

دلتون نخواد پدرشوهرم یه بّره قربونی کرده بود و یه بسته گوشت ب من داد یه بسته گوشت هم ب جاریم داد که ببریم

بسته ی گوشت نسبتا درشت بود یعنی راحت دو وعده يا شايد سه وعده خورشت میشد

جاريم ميره يواشكي به پدرشوهرم ميگه كه چون برادرزادش اوردتش ، يه بسته گوشت هم به اون برادرزادهه بدن

😱😳

چجوری روش میشه؟؟؟؟ اولا که میتونست گوشت رو ب برادرزادش نشون نده، دومیا میتونست از گوشت خودش بخشی رو بده به اون !!! چرا باید پدرشوهرمو میتیغید!

همونطور ک شوهرش هفته ی قبل که ننه شو برد قم تقاضای ده میلیون خرج سفر نصف روزه اشون کرد و در واقع تیغیدشون

زنش هم اینا رو با درخواست گوشت اضافه تیغید!

اینا چرا اینجوری ان

گوشت گرونه!

ب ابلفض همین امروز رفتم ب جبران گوشت قربونی مادرشوهرم ، ۴۵۰ تومن دادم پارچه ضخیم خریدم براش دو تا یا سه تا کیف مخصوص نون خریدن بدوزم ، قطعا این هزینه به پول گوشتش نمیرسه ، اما بذاره ب حساب کم بودن من!

من همیشه ب حبه میگم ؛ از عقاید کهنه ای ک داشتیم فقط یک نکته ی خوب دیدم و اونهم : مال حلال مال حرام هست

زرنگ بازی و گدا منشی و تیغیدن مصداق حرومیه

،،،،،،،،

جنس موهای من فر هس

قبل عید کراتین کردم و پنج شش سانت از ریشه موهام درومده و فره

انقدددد هوا شررررررجیه هر چقدم اتو سشوار بکشیم پنج دیقه بعد بیلی بیلی ها میزنه بیرون

دیگه منم مثلا زرنگ بازی در میارم با این دستگاه ویو wave کل موهامو فر میکنم ک مثلا از رو قرطی بازی فر میکنم

حالا اینکه اسکولیم اول کراتین میکنیم بعد روش فر میکنیم بماند

داداشم منو بیرون با موهای فرفر شده دیده میگه قیافت شبیه سلیطه ها شده🫢🫣😱😱😱

شما هزاری بگو فر قشنگه فر چنینه فر چنانه

خدا ب سر شاهده

انقد ع موی فر بدم میاد بدم میاااااد بدم میاااااااااااااد

حالا علی هم متنفره بماند که نظر داداشمم شده گوزه بالا قوز🫤

امروز سه ساعت اتو کشیدم تافت زدم رفتم بیرون ، به سر کوچه نرسیده ؛ رطوبت با موهام همچین کرد باز اون ۵ شیش سانت طبیعی ریشه، پف و وز و فر و وحشی شد رفت آسمون

چرا جاذبه ی زمین ب موی فر اثر نداره؟ چرا یه مو داره درمیاد باید انقد پیچ و تاب بخوره؟ 🥶

فصلهای دیگه ی سال همیشه میگم خدایا بابت این نقطه ی سرسبز خوش اب هوای خوش منظره ازت ممنونم ، خرداد و تیر و مرداد و شهریور که میشه :؛ مسافر میاد شمال ، میگم : ما ک اینجاییم تحمل هواشو نداریم باز این مسافرای نگون بخت انتخاب میکنن که بیان خودشونو تو این شرجی عذاب بدن!

خدایی بهتون خوش هم میگذره؟ ؟ یه بار تابستون میایین باز دفعه ی بعدم تابستون میایین؟

درسته مث شهرای شما دااااااااااااغ نیست اما گرم و خیس و چسبناک و پره عرق که هس؟!😂شوخی میکنم خدایا شکرت

خیار کج، کلاس زبان، قم

صب کله سحر بیدار شدم

ازمایش خون دادم

بند عینک گرفتم

گوجه خریدم

خواهرشوهرمو دیدم ، اولین بار تو عمرم بود بیرون میدیدمش! اونم کجا ؟ درست زمانی ک خیارای ارزون و کج و کوله ی هشتاد تومنی خریدم 😂قیافه مو عین خیارا کج و کوله کردم ، با خنده و شرم بهش گفتم : عه چرا منو دیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟😂😂خندید گفت چند خریدی؟ با خجالت و خنده گفتم ۸۰ تومن ! گفت چقد پولداری، من دیروز ۵۰ تومنی شو خریدم😂😂😂 اخری داشتیم خدافظی میکردیم بهش میگم :توروخدا جایی تعریف نکنیاااااا الانم یواشکی منو تعقیب کن میخام برم گیلاس بخرم خجالتیه اون خیاره بریزه😆😆

اینا شوخی بود برام اصن اهمیت نداره، راستی پز بدم خارشوعرم استثناعا قشنگه، امروز یه اُورال جين تنش بود ، مث هميشه خاص ، بدون ارايشم ماهه

کلاس زبان رفتم ؛ مث همیشه از یکساعت و نیم ، یکساعت و ربع حرف میزنن یک ربع درس میخونیم😁 از دو تاشون بدم میاد ، یه کلمه حرف تحسین امیز نمیزنن ، همش دارن از خودشون تعریف میکنن ، بقیه رو اصلاح میکنن، برای من جذاب نیس از طعم پیتزایی ک فلانی تو میلان خورده بشنوم، برای من جذاب نیس ک طرف از فیلمی ک دیده کامل برامون تعریف کنه! چرا توی وقت کلاس! بچه ها انقد از مولوی بدم میاد انقد از کتاب ملت عشق بدم میاد، مجبورم بشیینم شر و ورا و ادعاهای فرهنگی اینارم گوش بدم وقت با ارزش کلاسم بره😆

زنه ؛ نمیذاره شوهرش اخبار و فوتبال نگاه کنه چون ایشون بدش میاد!!! مگه میشه ؟ مگه داریم انقد بدجنس!!! خدای من! بعد جلو استاد جلو مرد اجنبی از مادرشوهرشون بد گویی میکنن! چقد زشت خدااااا!!!! بعد همین میاد از سردار ازمون بدگویی میکنه که عکسشو با رییس امارات استوری کرده بود! ای خدا تو گروهها تو کله پوکشون اطلاعات مغلطه سفسطه ای یه ذره راست یه ذره دروغ با تاریخ های به هم ریخته خوراک میدن بعد اینا میان واسه ما گوز گوز میکنن!

رفتم سر خاک پدربزرگم گلها رو اب دادم 🤣

ببخشید من خیلی بی کلاسم ،، کارای چیپ میکنم ، تازه سنگ قبر پدره پدرمو عوض کردیم و کلی گل کاشتیم اما تو این انجیر پزون ؛ ننه بابای بیکاره من نمیرن گلهای مزار رو اب بدن ،، اعتقاد دارن نیازی نیس!!!!!!!! من انقد حیفم میااااااا‌د، ناچارأ هفته ای یکی دو بار صبحها من میرم😂

عصری باز رفتم بیرون ، یه ذره خرید خونه کردم

خدای من این گرونی قابل تحمل نیس! پول هست ؛ جایی ک نباید....

آهااااااااع یه چیزی بگم

برادره علی همونکه به تحریک مادرش الان ۱۵-۱۶ ساله با من قهره،،، امروز ورداشت ننه شو برد قم ! بماند ک علی چقد ناراحت شد! راه خیلی زیاده! مادرش بد سفره حالت تهوعی و پا دردیه

حالا اون هیچی

امشب بمحض اینکه برگشت اس ام اس داد ب علی که خرج سفر امروزمون به قم شده فلان مبلغ ! از حساب مامان به من برگردون؟!

بهتون نگم که بخاطر عقایدش یه پست خیلی بالای شغلی و درامد بالا داره ! بعدشم خودش داشت میرفت دیگه چرا باید پول بنزین مادشو حساب کنه؟ بعدشم ره ب ره موکبا غذا و شربت و چای و خوردنی میدادن سق بزنین، چرا بردیشون رستوران ؟ چرا مث سیره ی ائمه نون خشک و شیر نخوردین؟! ؟

علی براش نوشت : بووووووووووووق ( نمیشه گفت )

جانورا

غذاها

چه خوب شده اینستا درومده و هر پدر امرزیده ای شده بلاگر اشپزی، خدا وکیلی عین بازارهای اقتصادی جهانی شده ، وقتی یه محصولی توسط بخش خصوصی عرضه میشه انقدر جو رقابتی میشه بالخره یکی یه جا دستور درستش رو میذاره با مردم تو کامنتا دستورات اشپزی رو لو میدن!

یه وقتا تو اینستا میگردم دستور پخت غذاها رو میبینم ، ضمن اینکه حس میکنم غذاهای استانهای مختلف چقدررررر میتونه خوشمزه باشه،با احترام ب همه عزیزان زیبای وطنم:

به این نتیجه رسیدم غذاهای گیلانی گل سر سبد غذاهای ایرانی ان! من تعصبی ب شهر یا اصالت خودم مازندران ندارم ، آدما و فرهنگای مختلفو خیلی دوس دارم، یه بار پارسال یه خونواده بلوچ گیر اوردم تعارف کردن منم رفتم نشستم پیش شون. ، ازش در مورد لباساش پرسیدم ؛ گفت هفت میلیون پول لباسشه، همون لباسای رنگاوارنگ زری دار! حالا من دلم خوش بود کبوتر حرمم، شومیز تنم ،یک و خورده ای بود ، خدا رو بنده نبودم😆

ولش صحبت غذاها بود

غذاهای معروف مازندران ( مرغ محلی، اردک ) هست که از شانس دوزاری من ،چون مادرم اصالتا مازندرانی نیست و بلد نیست بپزه سلیقه و استعداد اشپزی هم نداره ، بنابراین من تو عمرم یکی دو بار بیشتر نخوردم، مرغ محلی معرکه است معرکهههههههه،،،،،،ولی ب غریبه ها پیشنهاد نمیکنم چون تحمل طعم طیور محلی برای غریبه ها احتمالا مشکل باشه!ً کشمش پلو با گوشت هم ک غذای عروسیاس خیلی خوبه ، از دستور خورشت آلو مازندرانی ک بغل مرغ سرو میشه درست کنین ، با این حال آرزو میکنم سبزیجات معطر و تازه ی منطقه ی شمال در دسترس همه تون قرار بگیره که یعنی بی رقیب و بی بدیل و ( نیست در جهانه)، جایگزین نداره !الکی تو اینستا بشما میگن اگه سبزیجات محلی معطر شمالی ندارین جاش جعفری گشنیز بزنین، اون الکیه

فقط از نگاه کردن ب دستورات اینستا ، نخورده ؛ حس میکنم آش ترخینه ی لرها باید معرکه باشه ، یا آش اسفناج که نمیدونم مال کجا بود! یا قیمه یزدی ( ک قبلا خوردم) یا قیمه نثار قزوین که به به ، یا پلوی ترکمنی چکدرمه chekdermeh که البته من متاسفانه ناشی بودم خوب درستش نکردم ولی قطعا اصلش معرکه اس...یا تو کرمانشاه یه شیرینی معمولی خوردیم فک کنم اسمش شیرینی بزی bezi ! بود ! اوف چقدددددددددد دوسش داشتم ، کسی بلده بمن یاد بده؟؟؟

و اماااااااااا

تندیس بلورین بهترین غذای ملل داخل ایران میرسه به : کابلی پلو !

و

تندیس بلورین بهترییییین خورشت میرسه به ( واویشکا) از گیلان!

درست کنیداااااا

باشه؟!

از ته چین شهمیرزادی ما : که گوشت گوسفندی خام رو میذاریم وسط پلو و چهار ساعت تو دم میذاریم هم بپزین!

شما هم بمن غذا خوب خوبا رو معرفی کنین میرم دستورشو میگردم درمیارم، فقط یه جوری باشه طعمش مخصوص ذائقه ی افراد محدود نباشه یخورده همه پسند تر باشه، مرسی