۳۱ اردیبهشت بهشت بهشت بهشت بهشت بهشتتتتتت

چه روزیه

با یه پیج گنده درافتادم

استوری نوشته بود : یه دختر دیگه هم مث من یتیم شد مسائل رو با هم قاطی نکنین حرمت فوت شده را نگه دارین دیگه همه خوبی و بدی دارن، کم برا چی چی زحمت نکشید

🤮

و ازین چس شعرا🤢

من ک یادش آوردم....

یادمون هست حساب شو داریم

ارديبهشت كوفتي پر خرج و پر مناسبت و پر تولد در حال سپري شدنه

تولد علي براش لباس خريدم

تولدم بهم پول داد منم سه تا مانتو خريدم😜

روز معلم برا داداشم كيف خريدم

برا مامان شلوار جين كاغذي خريدم فك كنم حدوداي ٣٠٠ بود

برا بابا سه نفري پول گذاشتيم ساعت مچي خريديم ١٢٠٠

تولد عروس بهش٥٠٠ نقد و دو تا لباس بچه كه ٥٤٠خريدم

ب معلم مدرسه حبه كوفت ندادم چون اصلا خوب درس نميده فقط پيام تبريك فرستادم

معلم خصوصي رياضيش ٧٠٠ تومن دادم چون آشنامه ازم خيلي قيمت كلاس رو ارزون ميگرفت زير دِين ش بودم

برا معلم زبانش دو تا ماگ خريدم ٢٧٠

برا معلمي ك باعث شد بيمه بشم هر سال كادو ميبرم امسالم يه قابلمه كوچولو خريدم ٤٥٠ ت

برا ي معلم ديگه هم ٣٠٠ دادم

بخداااااااااً پوره شدم پوره

انقد خرج كرديم نشستيم نون و پياز زق ميزنيم😃

به نوبت هم مريض شديم يه روز ك كاملا اتفاقي زودتر رفته بودم دنبال حبه از مدرسه؛ ديدم بچه افت قند پيدا كرده همه بالا سرش در حال احيا بودن.... نگم كه چه بر من گذشت!

همچنان در کمال تعجب افسردگي دارم در عین حال چنان مريض شدم با اينكه دكتر رفته بودم و تحت درمان بودم ديشب نصفه شب باز رفتم بيمارستان

تنهايي رفتم

علي نفهميد اصلا هنوزم نفهميده

مردي ك من دارم از درد مثل سگ در حال احتضار زوزه ميزنم ؛ نمياد بگه چته! منم تنها رفتم بيمارستان

امروز بعد از سه روز كه از درد گريه ميكردم بهتر شدم

مامان باز رفته با دوستاش مسافرت

حبه رو تو باشگاه جديدش آوردن نوك حمله، تو سالهاي گذشته دفاع اخر بود حال نميكرد؛ الان حمله اس گل ميزنه خر كيف ميشه،

امروز رفتم از معلم مدرسه ش سوال كنم ك تا چندم بايد بيان مدرسه... گفت : شنيدم ميخواي بچه رو ازينجا ببري

علت شو نگفتم چون علتش ضعف اموزشي خودش هم بود مضاف بر اصرار مدرسه ب حفظ نماز، نگفتم ولي

با معلم صحبت شد و گفتم بدي ديدين حلال كنين اگه بچه م اذيتي كرد ب بزرگي خودتون ببخشين..... معلمش گفت : پسر شما جزو سه تا بچه برتر من بود، اذيت حتي يك بار هم نداشت تو كلاس مثالش ميزدم خدا شاهده تو دفتر هم بارها اسمشو آوردم ، درسي هم عالي بود هم رياضيش هم فارسيس، خونواده خوبي هم داشت🥰🥰

شايد معلمش الكي از من هم تعريف كرده باشه ولي من امسال زجر كشيدم چون معلمش ضعيف بود و مجبور شدم هزينه مضاعف بدم برا كلاس خصوصي

اما حتي يك بار ب خودم اجازه ندادم برم مدرسه عيب معلم رو بگم ، گفتم معلمش به زن جوونه با هزار آرزو! ولش كن اين باشه ما ميريم، گلايه هام سنگ شد تو سينه م اما دم نزدم! پس نتيجه ميگيريم = من خانواده خوبي ام از ديد وجدان

علت اينكه مصمم شدم مدرسه شو عوض كنم پنجاه درصدش به خاطر حفظ و اجبار نماز و اون داستاناشون ك حالمو بهم زدن

ب خدا حرفم تو فكرم موند كه برم بهشون بگم : شما ها امكان نداره از خونواده من مومن تر بوده باشين، پس در دوكون دعوت ب اسلامتونو لطفا ببندين! ولي از اينكه معلمش از بچه انقد راضي بود

عشققققققق كردم بخدا تا همون ظهر من تب و لرز داشتم اينا رو ك. شنيدم شفا گرفتم والااااا

اومدم خونه دست بچه رو ماچ كردم كه ننه من فداي خوبيا و آقا بودنت بشم

هم تو زندگي فهميده است هم تو فوتبال ش با فهم بازي ميكنه هم معلم خصوصي رياضيش ميگفت ذهن اين بچه مستعد تيزهوشانه

يادتونه؟

يادتونه نوزاديش چقدررررررررررررر گريه عو بود

يادتونه چقدررررررر كم خواب بود

يادتونه ميگفتم كاش خانوادگي بيفتيم ته دره بميريم كه من صداي زر زراشو ديگه نشنوم

***********چه شبها ك من بعده اينكه اين بچه ميخوابيد گريه ميكردم ميگفتم نكنه اين ديوونه اس؟ ***********
چقدررررررر اذيت كرد

چقدررررررر من روانشناس رفتم

يادتونه گفتم اولين بار وقتي شش ماهه بود بوسيدمش؟ بس ك گريه عو بود

و

چقدر همه كساني ك اومدن خونمون دو سه ساعت ميبودن برگشتني داشتن ميرفتن با ديدن رفتارها و بيقراري و گريه هاش چقدرررررر به من گفتن خدا بهت صبر بده😭

چقدر دلم ب حال خودم ميسوخت

و حالا

تو هر جامعه اي ميذارمش

با درك ترين بچه اس

ما كرديم

همين علي ك دلم ازش خيلي پُره كرد

انقدرررر براش مايه گذاشت پارك برد خوراكي خريد سينما برديمشً هر شب كتاب خوند هر روز فوتبال تو آپارتمان باهاش بازي كرد....

و من هم كه از روانشناس ياد گرفتم ب كاراي خوب بچه باج بدم جايزه بدم، هر چي سرمدادي و چيزاي ارزون تو اين شهر يا ديجي كالا بود خريدم براش....

سير شد

سيراب شد

شكفت

نگم از آقايياش

نگم اگه سه تا سيب داشته باشيم نفري يكي برداريم اون برا خودشو بخوره ؛ اگه ما بخواييم سهم سيب خودمونو بهش بديم ب هيچ وجه نميپذيره!!

اون وقتي ك در حال ياد دادن بهش بوديم

اون وقت ك تذكر ميدادم كه اگه سر سفره ميبيني ٥٠ تا خلال سيب زميني وسط گذاشتن تو نگاه كن چند نفريم بعد ب تعداد سهم خودت وردار

با توجه ب غرغرو و زر زرو و از كاه كوه بساز بودنش و گريه عو بودنش نه تنها زير بار نميرفت ابرومونم ميبرد اصلا فك نميكردم حاليش شده باشه

اما حاليش ميشه بالخره تو سن بالاتر

🤩

اینا رو میگم فک نکنین اوضاع صد در صد همنیطور پروانه ایه ها

صبحها تا میذارمش مدرسه یه بند بداخلاق و غرغروعه

ظهرا ک میگیرمش از خستگی یکسره نق نق و گاها گریه زاری داره

تا نهار بخوره بخوابه بیدار شه ؛ ما ورژن عادی شو ببینیم ۵ساعت در شبانه روز

دیرتز همکلاسیاش مستقل شد

دوستاش تو اناقای خودشون میخوابن این پیش ما

دوستاش از کلاس اول مستقل حموم میرفتن اما حبه تازگیا مستقل میره حموم

هنوز بد غذایت از پلو سفید و سالاد و نون پنیر تغذیه میکنه و دیگر هیچ

حوصله ندارم چیزایی ک مهم نیس رو علم یزید کنم

ب درک ک پیش ما میخوابه ؛ عوضش تو مدرسه حق کسی رو ن تنها ضایع نمیکنه حتی در برابر بچه های بد رفتار ؛ مقابله بدرفتارانه نمیکنه مثلا بهش میگه متاسفم برات...

خب ارزششو داره دیگه

ن پس مث فریال ک عمری خودش جهنده و پاچه گیر بود و به بچه ش تو بک یا دو سالگی هم یاد میداد ک برو خاله رو بزن مثلا کیفش رو بگیر بیار.... هر هر میخندید..... دخترشم مثل اخلاق خودش وحشی شده

شفای مریضی مو مدیون تعریفای معلمشم

💜💛💙🩵💚❤️

من

کم دپرس بودم تو گروه خیریه عضو شدم هی از بینواها و فقرا و مریضا میگن بخدا دیگه نمیکشم😞بچه های سرطانی فقیر نوجوانای بی والد پیرهای مفلوک بی کس جوونای مریض ... اصن ناجور

به فرصتی احتمالا جور شه ک یکی از در و داهاتای اطراف یه سوییت ۴۰ متری بخریم ،تو بگو یک درصد خوشال باشم!!

علی مدتی هست ک ماشین بهتره رو داد ب من خودش ماشین بدتره رو گرفت ، پدر مادرش ده بار تیکه مینداختن ،دیگه دیروز میتینگ تشکیل داده بودن ، من و علی و اونا !هی میگفتن ب قد و هیکلاتون نمیاد ب خونواده ما نمیاد پسرم‌ن فلان ماشین بشینه

خو حالا خود عن پندارا

زدم ب کونم ، هیچ ری اکشنی نشون ندادم سکوت کردم بی لبخند و تو دلم میگفتم اگه پسرتون نظرشو عوض کنه پاره ش میکنم🤣