تولدم
تنها انسان كره زمين كه از بهمن٩٨ تابحال آرايشگاه نرفته؛ منم
همينجور مونديم خونه مونديم خونه مونديم خونه تا شد سي و چار سالم
الحمدلله بخاطر اينكه يه نموره سرم سنگينه ؛ علي مهمون دعوت نكرد كيك خريد و يه كادو
ما سر كادو داستااااااان داريم
اوايل ميرفت يه چيزايي ميخريد؛ جنس بد، زشتتتتتت، دِمده
پولش خرج ميشد ولي برا آشغال خريدن
بعدها به خالم ميگفت بره كادو انتخاب كنه برام
شما رو نميدونم ولي خودم آي آتيييييييش ميگرفتم آي ميسوختمممممممممم
ميگفتم يعني تولد خودِ خالم ميشه؛ شوهرخالم به خالم كادويي ميده كه با سليقه ي خاله م خريداري شده؛ هم تولد من ميشه كادويي بمن داده ميشه كه با سليقه ي خالم خريداري ميشه؟!!!!
خالم نتركه انقد همه بهش توجه ميكنن
حسادتم برانگيخته ميشد
با اينكه موقع دريافت كادوهايي كه خالم رفته برام انتخاب كرده خودمو به خوشحالي ميزدم ولي بمحض اولين مشاجره قطعاً به رخ علي ميكشيدم ( همين كه چرا ميدي اون بخره مگه خودم برگ چغندرم؟)
يك بار از من نپرسيد پس چيكار كنم
باز دفعه بعد ميرفت يه چيز زشت ميخريد
منم تو اولين فرصت يا كادوش ميدادم بعداً به ديگران، يا اگه طلا بود ميبردم ميفروختم با پولش تو مناسبت بعدي برا علي يه چي ميخريدم يا اينكه ميذاشتمش تو آرشيو و استفاده نميكردم و بعد چند سال مينداختم دور
اين نهضت سالهاي متمادي ادامه داشت تا اينكه ديگه علي تو هر مناسبتي بهم پول ميداد ، اولا راضي بودم چون ميرفتم با پولش خريد ميكردم،،،، اما ع خدا كه پنهون نيس ع شما چه پنهون كه تو اين ايام الله كرونا ؛ علت اينكه من هنوز قرنطينه ام اينه كه بچه نگهدار ندارم و بچه م هم انقدر بدقلق و ناسازگاره بيرون ببرمش تو خيابون گريه زاري راه ميندازه و دق ميكنم، ديگه خانوم خانوم واسه خودم نشستم تو خونه قرنطينه و هي هم از علي گَندالِ ناقل؛ مريضي ميگيرم😀😀😀
جونم بگه كه ديگه پولهايي كه بعنوان عيدي يا كادو تولد دريافت ميكردم رو ميدادم علي ببره تو يه كارتم بريزه كه ميخام به برادرم واسه عروسيش كادو بدم
ديديد چه دور تسلسل باطلي؟؟؟!!!!!
خود خرش هيچوقت بچه نگه نميداره من برم يه مرگي برا خودم بخرم، مهر و محبتي كه ازم دريغ ميكرد كم بود ، محروم از لذت خريد هم شدم،،،،،الان ها كه روزه اَم ميگيره ديگه واويلا ساعت ٤-٥ مياد از قيافش خستگي و بدبختي ميباره حتي دور زدن هاي عصرگاهي هم حذف شده، از افطار ببعدم هشت دونگ حواسش به سريالهاي تكراري هست تا نصف شب!
جونم براتون بگه كه تولدم كيك خريد و شمع و كادو
كادوشو كه ديدم انقد خنديدم كه چي شده ددم جان تو برام كادو خريدي؟؟؟؟ گفت از دست تو نميدونم چيكار كنم! من كه سليقه م خوب نبود ميدادم خاله بخره بهم حرف ميزدي؛ حالاها پول ميدادم باز بهم حرف ميزدي،،،، ديگه خودم رفتم يه چي خريدم بادا باد ديگه!!!!
با خنده كوتاه و مختصر گفتم: راه داشت نميپرسي كه بگم
نشنيده گرفت
كادو رو باز كردم با يه سيني مواجه شدم
سيني
سيني
سيني
سيني
قشنگه،خوشم اومده؛ ارزونم نيس!!!! ولي خنده داره! سيني
😅😅😅😂براي پذيرايي از مهموناي عزيزش
مگه من سيني نداشتم؟
كلي از سينيِ تعريف كردم البته با خنده
خندم مياد يادم ميفته، چيز خاصي نيس تو خونه نود درصد ايرانيا هم هست اما
عكسشو تو پيج tala68partovy ميذارم اينستا
پيج فيك منه ديگه همينو از من پذيرا باشيد
از لحن نوشته هام معلومه اخلاقم سگيِ؟؟؟ تعريف كنم براتون؟؟؟ ديروز بعدازظهر علي زود از سر كار اومد حبه رو كنترل كردم تا دو ساعتي علي خوابيد غذاي مورد علاقش آبگوشت نفرت انگيزِ گوشت حروم كن هم درست كرده بودم عصري يه ليست خريد از اين زپرتي هاي يخچالي مث گوجه خيار اينا دست گرفتم رفتيم كه بخريم
حالا يه فلش بك بزنيم به اينكه دوستم ميخاس ماشينشو بفروشه دو هفته قبل بهم قيمت فروش داد گفت ايكس تومن ميفروشيمش
علي گفت اگه ايكس منهاي پونزده تومن ميفروشه ازش بخريم
دوستم هم قبول نكرده بود و تمام
ديروز دوستم پيغام داد كه بيا به همون قيمتي كه گفته بودي ( يعني ايكس منهاي پونزده تومن) وردار
اين دوستم رو خود خودم بازاريش كرده بودم البته اين دوستم از من واقعا باهوشتر و فعالتر هست ولي خب
مگه من الاغم تو ايامي كه دلار عين برگ پاييزي داره ميريزه و حتي صرافي ملي تا ده شب قيمت ميزنه؛ برم ماشين بخرم؟؟؟
تو همين درگيري هاي ذهني بودم كه پنج شنبه هصر تو ماشين رفتم تو گوشيم نرخ لحظه اي دلار رو چك ميكردم
آقا من مدلم اينه اقتصاد دوس دارم دوستاي قديميم جدول دلار رو يادشونه گوشه وبلاگم؟
علي يه جمله گفت كه: ديروز محل كار كه بودم....
تو همين لحظه چشمم قفل شد به يه پيجي كه قيمت دلار رو با خبرهايي با محتواي ( توافق و برجام و ريزش دلار) زده بود
براي كمتر از ده ثانيه ؛ بخدا شايد هم ٥ ثانيه حواسم از گوش جان سپردن به خاطرات علي خله به گوشيم پرت شد
٥ ثانيه فقط
بااااااز قهر كرد
دو سه بار نازشو كشيدم گفتم ببخشيد چي داشتي ميگفتي دوباره بگوووووو باز با ناز و ادا گفتم بگو ديگههههههه
باز قهر كرد
اي خدا هستي؟؟؟؟ اگه هستي بگير اين بشر تهي مغز فريبكار رو از صفحه روزگار محو كن دسته جمع ع دستش خيلاث شيم
من پر از انرژي بودم خوش و خندان، ديدم باز گه بازي درمياره تو ماشين كلي داد بيداد كردم گفتم اخه تو چقد خوشبختي كه از زور بي مشكلي و بي دغدغه گي همچين مسأله هاي كوچيكيو داستان ميكني؟ اصلا گور سگ من كرده تو انسان نيستي ؟ از بيست و پنج روز قهري كه عيد كردي هنو دو سه هفته هم نگذشته،،، چه لذتيه كه تو از قهر ميبري؟ من بد كردم؟ خب كرده باشم چه اهميتي داره؟ گفت شعور نداري احترام منو حفظ كني چشمتو به اون لامصب ندوزي( موبايل) گفتم كه ببخشيد نازتو مشيدم كه عين زناي عنتر قديمي ميموني، ميخاي با قهرت نشون بدي از من بدت مياد؟ ميدونم مياد دليل نميشه من آدم بدي باشم هر چي ميگردم همه گندا رو تو ميزني و با ديكتاتوري و استبداد بهم مجال نميدي حرف بزنم يا مشكلي رو برطرف كنيم، از روز اول مثل زناي عجوزه قهرقهرو بودي تا به امروز، دلم ميشوزه كه هيچ بلاي آسموني بما نازل نشد هرچه تو اين زندگي شد رو تو پيش آوردي با عقل خودت با انتخاب خودت با دست خودت،،، اصلا شنبه كه مهمون داشتيم ديدي من حتي براي ٥ ديقه فرصت نكردم سر افطار بشينم تو و خاله و (((( همون خانم صيغه ايه)))) عين خاله زنكا نشستين به حرفاي چيپ مسخره،،، هلاك شدم، خيلي حرفِ كه تو دو تا دستت رو ميزني زير چونه ات زل ميزني به همون( خانم صيغه اي) يكي تون پا نميشه يه كمك بده بهم، والا اين حرفاي مفتي كه شما به هم ميزنيد چ ارزش داره من بخاطرش هلاك شم؟ همش ميگيد فلاني بي فرهنگه فلاني قواعد رانندگي رعايت نكر فلاني اشغال ريخت فلاني خلاف دور زد فلاني حقمو خورد ،،،،، خب همه ي اون فلاني ها بد هستن شما خوبين؟ همينجوري كه من ميدونم تو هم گاهي خلاف ميري ؛ خاله و ( خانم صيغه) هم مثل تو، ديم دستاتو زير چونه ات زدي گوش جان سپردي ب خانم صيغه اي؛ انقدر سنگين نگات كردم كه بفهمي معذب بشي؟؟ حرفاي خاله زنكي ش برات جذابه يا خوده پير مفلوكش؟؟ چرا وقتي من حرف ميزدم شوهر خالم دستاشو زير چونه اش نميزد زل بزنه به تخم چشم من؟
خلاصه كه ،،،، تو دعوا فحش نميدم اما كلمات و محتويات دعوام همچون ذولفقار علي ميشه فرو ميره بر فرق سر علي
دلم براش ميسوزه، چرا هيچ بدي از من نميگه؟ دلم ميخاد بهم بگه منم جواب براش آماده كردم،،،، مثلا بگه تو چرا از گروهي كه برادرم تشكيل داد لفت دادي؟ بگم: ( من هيچ تريبوني براي نشون دادن دلخوريم ندارم) جز اينكه مواقع عصبانيت از گروه مروهها لفت بدم هيچ ابراز خشمِ غيرمخربي ندارم
علي چرا از من گِله نميكني ديالوگي كه آماده كردم بي استفاده نمونه و خمس بهش تعلق نگيره😅😅😅
ديشب تا صبح گريه كردم زندگيم سخت نيست علي تنبلِ
تنبلي تا جايي تو مغز استخونش نفوذ كرده كه يه ديقه به گند بودنش فكر نميكنه حس ميكنم علي دلش ميخاد مظلوم باشه ميخاد مثل مادرش موردِ ظلم واقع شده؛ باشه،،،،ميدونه كه اگه يه روزي پوسته ي تنبلي شو بشكافه؛ خواهد فهميد كه نه تنها مثل مادرش مظلومه ي تاريخ نيست بلكه برعكس مثل پدرش جبّار و ديكتاتور هست،،، علي از اينكه بخاد مسائل مون مطرح بشه ميترسه
ميترسه كه اوني كه فكر ميكنه( مظلوم) نباشه و اوني كه فكر ميكنه نيست( ظالم) باشه
امروزم ليست خريد براش اس ام اس كردم من بودم با دويست تومن خريد ميكردم ولي اون با چارصد تومن خريد؛ به درك
امروزم اس ام اسي از همين مدل حرفا بهش گفتم زحمت داد جواب داد،،،، هي منو مسخره ميكرد ميگفت باريكلا باهوش
گفتم مسخره ميكني از كوزه همان برون تراود كه دروست
نزديك به چهل ساله عمر بي عزت از خدا گرفته نهايتاً هم يه موجود متوسط بي اهميتي مثل من بر او ميتازه،
دلم ميخاد بهش افتخار كنم اما چيزي يادم نمياد
سيني رو بچسب😂😂
شمیم و علی و حبه ی انگول