اگه پول زیاد داشتین طلاق میگرفتین؟
مادر من زن محکمی هست
در عین حال خیلی خیلی خیلی رفیق بازه
باور کنین دویست تا رفیق رو داره و علت اصلی موفقیتش هم اینه که مثل آقایونه ، حرفی ک حس کنه درسته رو با زبون خودش میزنه و دیگه اصلا به واکنش طرف مقابلش و سوسه هاش هیچ کاری نداره
خیلی سخته خیلی خیلی سخته ولی من نمیدونم چرا به اون نرفتم🤨
تو این چهارده سالی 🤣ک از خدا عمر گرفتم
هر کدوم از دوستاش بهش مراجعه کردن و گفتن شوهرشون فلان بلا رو به سرشون دراورده ، توصیه اش این بود : جدا نشو !
این بار یه دوست مامانم ، میلیاردرن ، یه پاش اینجاس یه پاش فرنگ ! اومده میگه شوهر ۶۵-۷۰ ساله اش با یک دختر ۱۹ ساله ازدواج ( عقد) کرده و خونه رو ترک کرده !
مامانم توصیه کرده : طلاق بگیری که چی؟ بهش توجه نکن ! رفت که رفت!!!!
سوختن و ساختن ، فقط مال ما گدا گودولاس. نه واسه تیلیاردرا!
مرتیکه چس کش دسته خرو ، تو شماسنامش نگه داره که چی؟
خانومه خودش پرنسسه، خوش هیکل ، خوش تیپ. ! همسن مامانمه. بلوز دامن سفید میپوشه میره بیرون! لباساش همه از خارج!
خونه ای ک توش زندگی میکنه، هفتاد میلیارد قیمتشه! دیگه باقی ثروتشونو اطلاع ندارم
اینم طلاق نگیره بسوزه بسازه! من و امثال منم آره؟!
با مامانم آروم حرف زدم هم این مورد رو گفتم. هم اینکه : اگر تو سن شما ، دست از عقاید فرسوده کشیدین هنر کردین! هنوز که هنوزه بجز واجبات ، مستحبات رو هم ب جا میاره!! هر بارم باهاش حرف میزنم میگه : من با شما کار ندارم شمام با من کار نداشته باشین
ولی من باهاش کار دارم😜
🤪تازگیا دیدم مانتوش یه چسه ؛ کوتاه تر شده
مثلا قبلا کوتاه ترینش چهار انگشت زیر زانو بود ، الان یک انگشت زیر زانوعه
بابام یه جورایی مثل علی هست ، هر جور زنش بگرده میگه : حق همینه😁
خدا وکیلی اگه مثلا حالا به پول الان ( از ۵۰ میلیارد) به بالا پول داشتین ک میشد باهاش یه درامد ماهیانه معقولی رو که به مرور زمان کم ارزش نشه، راه انداخت ، بازم تو زندگیای مشترک تون میموندین؟
همه یکصدا بگین ( نهههههه خیییییییررررر) من خیط نشم😂
...............
دیروز میخواستیم بریم یه مراسمی برا پسرا ، مادر یکی از همکلاسیای حبه ، بهم گفت که نوبت ارایشگاه داره برا تایم طولانی و خواهش کرد من بچه شو ببرم مراسم و بعدش هم برگردونم خونمون،،
مامانه خیلی نازه و شوهرش ورزشکاره البته من ک نمیشناسم شوهرشو ولی خب،
بعهده گرفتمش،، تا جایی ک تو مراسم بودیم حس میکردم بچه چقد اجتماعی و شنگول و غیرخجالتیه ، اومد خونمون. ، یه راسته رفت اتاقهامونو چک کرد میاد راجع ب همه چی نظر میده. میره تو اتاق من میگه : خاله وااااای این جای لوازم ارایشته؟
خیلی بدم اومد از رفتارش!
این یه بچه اس. بچه ک گلایه کردن نداره ، فهمیدم مامان اینم مث الی جانم لابد ازون دریده هاس ک بچه ش فک میکنه این حرکات طبیعیه
دیگه یه بارم تو عمرم. ، با کله نرفتم تو صخره وقتمو واسه این نازخانوم هدر نمیدم که بیشتر با هم دوس شیم، بره گمشه با اون شخصیتش که بچه ش انقدددددد رو داره! نمیپسندم
عوضش امروز ک رفتم کلاس زبان و برگشتم ، همون همکلاسیم که چون یه مقدار هوکومطیه ، دلم باهاش صاف نمیشه ، بعدش بهم زنگ زد که امروز تو کلاس چت بود انقد اشفته بودی؟
تماسش برام یه دنیا ارزش داشت
قصدش فضولی نیست چون مث خودمه ، سوال نمیپرسه به نیت فضولی، قصدش فقط همدلی بود
ما دو ساله همکلاسیم و من واقعا با توجه به اختلاف فرهنگیمون بهش محبت داشتم ،بارها از کسب و کار خونگیش جلو خیلیا حمایت کردم ، و نهایتا اینطوری به دید لطف ،محبتو پس داد
و روزمو ساخت😍
منم طوریم نبود روزایی ک کار زیااااااد داشته باشم خیلی استرس دارم از صبح تا شب هزااااار بار باید میرفتم میومدم و بخاطر همین ذهنم تو کلاس نبود
،،،،،،،،،،،،،،،
مث همه تون خیلی خیلی بابت وضعیتی که برای این مملکت راه انداختن ناراحتم
میدونین ک جاریای من فوق العاده خوبن ، جاری خارجکیه کمی عقاید چپ جهانی داره ، میدونین ک چپیا فک میکنن که سر و گردن از بقیه فهیم تر هستن ، بخصوص اینا که چون فوق العاده پولدارن طبیعتا یه دیدگاه از بالا ب پایینی هم دارن بما
بنده خدا در کمال ادب اومد با من وارد بحث شد ، فک میکنه نمیدونم جهت فکری شون چیه! هی خدایای خداوندا ، من به این نور چشمیم ک انقد دوسش دارم چی بگم ! خلاصه یه طوری بخش کوتاهی از نظراتموگفتم
و میدونین دیگه هیچگاه هرگز در عالم بشری دو دیدگاه با ادله و حرف یکدیگر را متقاعد نمیکنن☺️
دیگه تعارفو گذاشتم کنار عصری ب علی گفتم : مرده شور عقاید زن برادراتوبردن 😂میگه : زن برادره خودت بهتره ؟ گفتم اون حداقل لاله ! حداقل هیچ نظری نداره !
پسر خالم و خانمش تهران هستن ، ولی اینجایی هستن ، پسر خالم و خانمش خیلی مدتها اختلاف داشتن ، فک کنم هنوزم کم و بیش دارن. حالا من با دختر عموی زن پسرخالم ، قبلنا هم باشگاهی بودیم و تو عروسی پسرخالمم خیلی همو تحویل میگرفتیم ، دیگه شد و اون زن و شوهر به دعوا و اختلافات و جنگهای صلیبی خوردن. حالا کاره من به دخترعموی زن پسر خالم افتاده. وااااای منو میبینه لبخندش رو میخشکونه و سرد برخورد میکنه ! من از محتویات اختلافات پسرخالم و زنش اطلاع ندارم ، ولی همین رفتاره دخترعموعه بهم ثابت میکنه تقصیر زنه هست ! شما رو کی ریده که وقتی دو نفر اختلاف دارن با اقوامش بد میشید؟ چجوری روتون میشه ؟ چجوری یادتون میمونه ؟؟؟
هوووووف
زنه پسرخالم خیلی خیلی شخصیت نمایشی داشت ، اون اوایل که هنوز با اقوام رفت و امد داشت و فهمیده بود من و دختر عموی جون جونیش ک مث خواهر بودن ؛ یکسال میشه هم باشگاهی هستیم ، اومده بود بمن گفته بود : شوهره دخترعموم ۱۴ تا خونه و ۱۱ تا مغازه داره ،،،،،،( عددها یادم نیست) ولی واقعا تعداد خونه و مغازه ها رو هر کدوم بالای ده تا گفته بود
منم باور میکردم، البته برام مهم نبود ، من چه داشته باشم چه نداشته باشم ،در کنار هزار حقارت و ضعفم ولی در درونم احساس غنا دارم ، اینو از تربیت والدینم دارم نه از غنای واقعی! برام مهم نیس کی چقد داره و حس ضعف و بدخواهی بهم دست نمیده، دروغ چرا ، کیف هم میکنم
حالا
الان چرا دخترعموعه یه جا منشی هست؟ حالا فرض ک منشی خوبی باشه مثلا ماهی بیست تومنم حقوق بگیره! اینا که ۱۴ تا خونه و ۱۶ تا مغازه داشتن چه نیازی ب این شغل ها داره !
گوز خورن !
........
میدونین ک شبا تا صبح چند بار بیدار میشم خبرا رو میخونم
دلم میره لرستان دلم میره شیراز بوشهر... برای اون مردمی ک با این صداها وحشت میکنن و دچار هزار عوارض میشن
الان اون مازوخیسمی میاد کامنت میده😂
شمیم و علی و حبه ی انگول