آخر هفته ی گذشته با کل خونواده علی اینا ویلا گرفتیم فریدونکنار، شب همونجا موندیم

برا شام با مشورت اعضا، من دادم به یه خانومه، برامون کتلت درست کرد و بردیم خوردیم انقدررررررررر خوشمزه بود میخواستم گریه کنم

من فرق شامی و کتلت رو نمیدونم ولی همیشه با ترکیب سیب زمینی خام و گوشت چرخی کتلت درست میکنم، چون فکر میکنم سیب زمینی خام خوشمزه ترش میکنه اما کتلت اون شبی با سیب زمینی آب پز بود نمیدونم ادویه جات چی زده بود طعم سلف سرویس ائمه اطهارو در بهشت برین میداد ، جاتون خالی معرکهههههه بود، خانمه لو نداد حس میکنم یه قاشق رب خانگی توش زده بود با ادویه جات متفاوت! اصن خدا بووووود، اینو منی دارم میگم که از دستپخت هیشکی خوشم نمیادااااا☺️☺️☺️☺️ با سبزی و گوجه خیارشور خوردیم

استخرم داشت رفتیم، من ک دو دور رفتم! 💪🏻

جای همگی خالی

هر خونواده سه تومن دادیم هم پول جا هم پول غذا، درومد، یه چیزایی ام ع خونه بردیم

جاری چاقچولیه هی میچپید تو اتاق کتاب دستش میگرفت مطالعه میکرد، سیس (من شخصیت فرهیخته ای ام ) مثلا

بیا بپر تو کیونم بابااااااا!!

خجالتو گذاشتم کنار ، جلو مادر شوهر و جفت خواهرشوهرام در مورد چاقچولیه گفتم: ( انگار نوکر پدرشیم، ما بپزیم این بیاد سر غذا نوش جان کنه) البته بی انصافی کردم، چون هم چاقچولیه بسیار کم غذا و لاغره، هم اینکه من وقتی میدیدم ، اوشون یه راسته ع اتاقش تشریف میاره سر سفره، منم بعداز غذا می نشستم ،تا این بره ظرف بشوره، خیلی ع ظرف شستن و اونم بدون دستکش فراری ام،،، حالا من انتقام خودمو از چاقچولیه میگرفتم اما سر اون یکی جاریم کلاه میرفت ک تو همه ی مراحل تدارکات شرکت میکرد😅

با بچه های خواهر شوهرا و جاری ها کلی بگو بخند کردیم و عکس انداختیم

تمام خونواده ی علی اینا خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی مرتب و منظم ان، حتی جاریام هم😂و منی ک تموم لباسا و وسایلم تو اتاقممون ریخت و پاش ولو بود 🤣آی سوژه خنده بودیم🤪من فقط خودم و رخت و لباسای تو تنم مرتبیم😁اصن وقت نمیذارم همه چی رو تا کنم بذارم تو ساک یا چی!آخری هم همه چیو زور چپونی میکنم تو ساک برمیگردونم خونه

حالا ساک جاریم و دخترش

اولا که همه ی ساک هاش یک رنگ، رنگ لباساش رنگ مایو رنگ تل و گیره سر و اکسسوریاشون همه یک رنگ، هر ساک خودش دو سه تا زیپ بغل هم داره، اینا تو هر ساکی اقلا ده تا کیف های مختلف برا جا دادن انواع وسایل ریز و درشت داشتن که دقیقا همه یک رنگ انتخاب شده بودن، تمیز ، شیک، نو! من تا عمر دارم شارژر مارژرامو هنر میکردم سلیقه بخرج میدادم ؛ نمیذاشتم لای لباسهای تو ساک، بزرگواری بخرج میدادم میذاشتم تو زیپ بغل ساک! حالا اونا : یک کیف مخصوص جا شارژر، یک کیف مخصوص ایر پاد، یک کیف مخصوص هنزفری ، یک کیف مخوص شورت ها، یک کیف مخصوص مسواک ها ، یک کیف مخصوص بورس ها،،، یعنی نگم که تا فردا قبح نظم و انضباط میشنوین😂

تنها شاهکار من این بود از خونه ملحفه تمیز برده بودم یه گوشه ی اتاق پهن کرده بودم تمام لباسها و جوراب و محتویات ساک هامو روی ملحفه ولو گذاشته بودم 🤣

از تمیزی خواهرشوهرم بگم اونم تقریبا همینه

اصن همه شون؛ انگار خط کش و نقاله میذارن وسایل شونو تا میزنن😁

وقتی تیپ میزنن تموم ارکان تیپ شون تو همون رنگه حتی جوراب و کش مو حتی بند ساعت !

من مدرن ترم ولی اصول نقاله و گونیا گذاری رو رعایت نمیکنم

اونا هی میخان بخاطر تفاوتا ؛ وسواس شون عود کنه ، یه موضع منفی بگیرن بعد میبینن من ریلکسم ، شل میکنن

چون استخر رفته بودیم چشام میسوخت و خوابم گرفته بود ، همونجا وسط هال کنار مادرشوهرم یه بالش پتو گذاشتم خوابیدم،تازه ب مادرشوعرم میگم : نشستی پیش من بیکاری یه ذره منو ناز کن😂 تو اون سر و صدا ۲۰ دیقه شیرین خوابیدم!

بعدشم آهنگ گذاشتن، من یه عالمه رقصیدم🤣 میدونین من اصن استعداد رقص ندارم همیشه ک میرم وسط یادم میره چیکار باید کنم! ولی میپرم وسط و رقص محبوبم بندریه😂خیلی جلفه☺️عاشقشم

این خونواده همه خوبن فقط

توشون سه تا حزابل دارن ( حزابل جمع حزب الهی)

اینا رم دستی کردم

جاری م که اوردم برقصه

چاچقولیه که جزو عرازشه هست مامور کردم آهنگ به اسپیکر وصل کنه اهنگ درخواستی میدادم

میموند سومین عنصر حزابل( همون برادرشوهر نفرت انگیز گهیده م) که قاعدتا باید صحنه ی رقص رو ترک میکرد،،، نکرد

ته دلشون بزم میخادا

مغز نداشته شون مانع تراشی میکنه

همین عنصر تنهایی دو سه ساعتی رفته بود استخر و جکوزی، از گوشیش مداحی گذاشته بود 🤣

هر وقتم با گوشی این برادرشوهرم میخاستن عکس بگیرن پایین ترین نقطه ی زمینو‌ نگا میکردم که بعدا که تو گوشیش عکس منو میبینه چشمم به چشم نجاست بی مغز کودنش نیفته🤣همیشه همینکارو‌میکنم

راستی باهاش نه سلامعلیک کردم نه خدافظی

تو جمع هم یه خاطره ی قدیمی مو تعریف کردم کونش بسوزه

قدیمیا شاید یادشون باشه

اوایل ازدواجم علی اصرار کرد با یه زوج جوون رفت و اومد کنیم

خانمه تو خونه چادر رنگی سرش میکرد! من همچین چیزی رو ندیده بودم ولی عادی جلوه دادم ، فقط گاهی ک رفت و امد میکردیم شال مو جلوتر میکشیدم یا من ک هیچوقت مانتو بلند نداشتم یه مانتو ابی داشتم تقریبا تا زانوم ، بجای بیشترین حجاب اونو میپوشیدم

خلاصه ر‌وزی از روزها اون خانم برا من یه کادو اورد و تاکید کرد که الان باز نکن صبر کن من برم بعد باز کن

رفت

باز کردم

توش یه نامه ی طومار دعوت به دیانت و یه چادر نماز و سجاده برای شروع من ب نمازخوانی بود

آقااااا، عین هو خسرو پرویز ساسانی ، جستم یه قیچی ورداشتم کادوشو قیچی قیچی زدم یه راسته انداختم آشغالی💪🏻💪🏻

هیچوقت ب روش نیاوردم دعوایی نکردم صجبتی نداشتم گلایه ای نکردم!

خیلی به مرور ارتباطمو قط کردم

دختره چرا خیال کرده بود چون حجابم مث اون کامل نبس،پس نماز نمیخونم یا خدا نشناسم؟ یا فک کرده بود من چادر و سجاده ندارم؟ والا نمیگم اعتقاداتم چیا بود ولی الانو نبینین اصن نمیدونم قبله کدوم وره، ولی انقدو بگم من تو جهازم بالای پنج تا چادر نماز داشتم

کی خوشش میاد دیگری گه خورش باشه؟

من توی تمام عمرم تا سی سالگی روزه میگرفتم، حتی یک دوست تو زندگیم نداشتم اهل روزه بوده باشه، من چهار سال خونه دانشجویی بود چهار نفر بودیم، محض رضای خدا یک بار ب یکیشون چیزی نگفتم، احساس برتری هم نداشتم! این چ کاریه ک چون فکر میکرد مذهبیه پس از من بیشتر میدونه پس صلاح من اینه که مثل اون یابو علفی بشن؟

این خاطره ی جانسوزم تو جمع تعریف کردم که حزابل شون بیشتر ازم قطع امید کنن و منو ب آخرت واگذار کنن🤣

فردا شب هم شب یلدا خونه ی مامانمه، کلی کار مار دارم، بچه هم مریضه

خدا از سر تقصیراتم بگذره

مادر من گل نرگس دوس داره، امروز گفتم برا فرداشب ک میریم خونه مامانم براش یه دسته نرگس بخرم ببرم و خریدم، ولی وقتی رفتم دنبال حبه، گل نرگس رو ب حبه تقدیم کردم گفتم برا تو خریدمش

تا فردا میرم تو جلدش که میریم خونه ی مامانم ؛ ببریمش برا اون

خیلی تو زرد شدم ، نه؟!😂

........

بزودی امتحان زبان داریم و قصد دارم الی جانم رو دور بزنم و دیر برم کلاس زبان که جداگونه امتحان بدم😆پیشاپیش بابت این مکر خوشحالم و زمونه ثابت کرده هر گاه برای مساله ای از پیش برنامه ریزی کرده و دلم قنج رفته؛ قطع و یقین ریده خواهد شد😜

دیگه پناه بر خدا🤔

..........

یادتونه عید چند سال قبل ؛ شایع دراوردن که سبزه سبز نکنین که کاری بس عبث است و کلی حبوبات و دانه هدر میره و تهشم میندازین تو رودخونه ها ، زیستگاههای آبی هم بهم میخوره

حالا امسال دراوردن که شب یلدا هندونه نخورین نمیدونم سردیه مضر و بیماری زائه، چیه

گه خوردن! میشینن ذره بین میذارن به رسم و رسوم زیبای بی آزار کهن و جاوید ما ؛ عیب میتراشن، ما ازشون سوالات روشن میپرسیم که پس چرا اینجای عقاید شما ، دیوانگیه مطلق هس،؟ میگن هیس! خدا میندازت تو جهنم😶‍🌫️😤

فردا اول صبح میرم یه هندونه مشدی میخرم میذارم خونه ی مامانم!

یه عموی روشنفکر دارم دست بر قضا یکی ع دختراش حزابل درومده، شوهر دخترعموم انقده جلو ماها خجالت میکشه، غافل از اینکه این ماییم ک شرمنده شیم همچین زن چسمغزی تو پاچه ش کردیم، که جیه؟ یه ذره خوشگل مشکله🤭..........