نايلكس قرمز

دارين از كادر درمان تشكر ميكنين يه تشكر هم به سمت وبلاگ من فوت كنين، دومين جراحي عمرم رو انجام دادم، علي ميگه چرا زيگيلم سياه شده؟ ميگم از سياهي قلبته😂يه بار شون سال قبل پشت زانوش يه زيگيل داشت نخ بستم زيگيلشو كشتم ، دومين بار هم دو هفته قبل بهش گفتم: ايش پشت گردنت يه زيگيل درومده؛ بذار نخ ببندم، مريضِ پر رو؛ گفت نميخاد بذا باشه، با صورتم اداي عوق زدن دراوردم،رفت يه رب بعدش اومد گفت: نخ ببند زيگيلمو ،،،،، گفتم نرخ جراحي هام بالا رفته؛ پنجاه هزار چوخ ميگيرم، رفت سر كيفش برام پول بياره،،،، يعني خااااااك

دو تا آدم گنده هركدوم به وزن هزار تن؛ تو اين خونه رو هم بيست هزار تومن نقد هم نداريم، ديگه چون مريضم از قشر مستحق بود با پنج هزار تومن؛ عمل جراحي جانكاه رو انجام دادم،دور زيگيل كوچولوش محكم نخ بستم تا بيفته، حالام زيگيلش سياه شده هنوز نيفتاده، عوق

 

راستي چند ماه قبل يه تصادف كوچولو كرده بودم ؛ نميدونم طرف به حرمت پرايد لِخو ي من بود يا به قداست اشكهاي مرواريدي و پاك من، كلهم اجمعين ٤٠٠ چوخ ازم خسارت گرفته بود، 

 

دو روزه امقد كار كردم ، يكساعت قبل اومدم خودمو كش و قوس بدم قولنجم بشكنه،سبك بشم از لاي استوخونام صداي خش خش سي دي هايي كه شديد خش دارن درميومد اون استوخوناي پشت كه قله هستن صداي استارت زدن كاميونايي كه استارت نميخورن ميداد،،، اينجور خاكشيرم

 

بازم چشماي من و حبه كوچولو شده؛ حتمن كرونانازمون رجوع كرده

 

به دكترفاميل با حالت مستاصل ميگم: هيچ دارويي برا خر و پف وجود نداره؟؟؟ ميگه اگه داشت كه من اتاق خوابمو از زنم جدا نميكردم😴يعني زنش خروپفيِ،،،،،كمي با خودم انديشيدم، تو خونه ما علي عين خرس خروپف ميكنه،، بعد اونه كه اتاق خوابشو از من جدا كرده!😁😁بعد من چرا دنبال دواي خر و پف ميگردم😅از بس ب مشكلاتم فكر نميكنم تو صورت مساله هم خطا ميكنم، 

 

قحطي روغنو دارين؟؟؟؟؟ چيزي از نظريات فيلسوفانم يادتونه؟؟

 

من يه خري ام عين ٩٠ درصد آدمها😄به همين خريت هام خوشم، از خودم راضيم عقل بيشترازين ندارم كه از كوتاهيام ناراضي باشم ؛ عقلم نميرسيد؛ نكردم، اين يعني مصداق كامل شكر نعمت😃😃، هيج جاي زندگيمو عاقلانه زندگي نكردم،اصلا عقل و درايت بلد نيستم، مخصوصا روابط انساني م كه صفررررر،،،،، با بيخيالا و خنده رو ها ميپرم،هيچي ازشون ياد نميگيرم فقط در لحظه خوشيم؛ مشكل حادي پيش بياد ذهنم پاك ميكنه؛ چهارشنبه يه دعوا با علي داشتم كه بدنم لرزيد؛ الان جزيياتش يادم ني فقط يادمه سر يه بنگاهي بود،،،،هوايي ام،فكر نميكنم، كش نميدم، به نتيجه مطلوبم نميرسم و 🥴خيلي هم ب خودم مينازم، همشم به شيما و مادرشوهرم ميگم شما غم مسلك ايد! تو خونواده ما درد و دل كردن رسم نيس، هيچكدوممون از روابط و مشكلات داخلي زن و شوهري هم خبردار نيستيم؛ نميگيم ب هم؛ ياد نگرفتيم و البته چ بهتر،،،،،خواهر هم ك نداشتم با هم وراجي كنيم، اصلا خوب بلد نيستم حق مطلبو ادا كنم، جملاتم و گفته هاي تكراري و غلط هاي دستوري زياد داره طولانيه،،،تنها گوش شنوام شما؛؛؛فقط منم و شما ها كه چون خودم متكلم نويسنده ام؛ بيشتر براتون بداموزي دارم تا ازتون تعليم بگيرم،،،،باري به هر جهتم، از علي مينالم ولي يه چي براتون تعريف كنم بگم تو يكساعت چ فكرا ب سرم نزد عليه علي، ازش جدا شدم و رفتم پي الواتي

موضوع اينه چند روز قبل علي دو تا گوشي زاقارت اورد خونه گفت :ميخاي؟ با تعجب گفتم: مال كيه از كجا اوردي؟ گفت از داداشت،،،،، هشت پاي چسوي تو مغزم هي چسيد چسيد چسيييييد كه : اَلا اي شميم غافل؛ بيا كه علي هم تو كار گوشي مخفي هست....... در سكوت كامل خبري ؛ واسه خودم حيران و آشفته بودم كه يا خداااا؛ پاي زن( زنان)( اناث) ديگر وسطه و اصلا اينكه اينجوري از من بدش مياد مال همينه؛ لابد برا اينكه زناي ديگه رو اغفال كنه انقدر بهشون گفته( زنم بده زنم بده) خودش دروغي ك ب زناي ديگه ميگه رو باور كرده؛ نشونه اش هم اينه كه: هيچ مثالي از بد بودن من نداره هيچوقت! واسه هيمنه كه همش مقابل حرفاي من سكوت ميكنه و ال و بل و جيم بل.....تا اينكه محل كار علي عوض شد، ديروز (پنج شنبه)ساعت٣ ؛ صداي علي رو از دم در شنيدم داشت با يكي چاق سلامتي ميكرد، از تراس ديد زدم كه يه نايلكس قرمز دستش بود، گفتم اين محموله حاوي دسدك دمبكاشه كه ببره محل كار جديدش( مثلا جاخودكاري و تقويم ) بعد بدو بدو رفتم ديدم دِ سوييچش ام خونه نيس، در حاليكه مدتهاس ماشين نميبره سركار و سوييچ ميذاره خونه،،،،بعد وايسادم ببينم اسانسور چي ميشه، ديدم بعله ؛ ٣-٤ ديقه طولش داده ك سوار اسانسور شه بياد بالا،،،،،،اومد بالا ديدم نايلكس قرمز دستش نيس؛ 😮قلبم تاپ تاپ ميزد، رنگم پريد، ارايش هم نداشتم، پيشبند اشپزخونه هم بسته بودم، موهامم اشفته،،، ديگه قيافم دو تا تراول صد تومني  زكات داشت، گفتم بعلههههههههه؛؛؛؛؛ آقا يكسري مدارك مثلا گوشي دوم كه مرداي هيز سر كار نگه ميدارن يا نامه هاي فدايت شوم رو برده تو ماشين قايم كرده،،،،، تو اين عالم نبودم، چند تا سكته ذهني كردم و طلاق كشي ذهني راه انداختم و حتي رفتم ذهني طبقه بالاي خونه مامانم خونه ساختم، و خودم و حبه توش زندگي كرديم حتي ذهني غصه اينو ميخوردم كه باز مامان منو مي پاد نميذاره دوس پسر بگيرم اوووف امون از دست مامانم😦🤐😄علي كه رفت دسشويي دست و روش بشوره ؛ سوييچ اونوو سوييچ پرايد لخو خودم و مانتو  و شال و كيف پولم برداشتم. كه مثلا مدارك عليه علي رو از ماشينش بگيرم و سوار ماشين خودم شم و برم بيرون جاي امن كه علي نباشه توش رو بشكافم و ببينم چفنتياس،،،، بي سر صدا طوري ك حبه متوجه نشه و علي نفهمه از راه پله اومدم پايين ضربتي ي نگاهي ب ماشين علي كردم ديدم نايلكس وسايلاش تو صندوقه و محتوياتشم امنِ، ليوان و قران و تقويم ايناس،،،،يه نگاه الكي سريعم جاهاي ديگه ماشينشو كردم و ماشينشو بستم و سوييچشو تو لباسم فيكس كردم ، حدس ميزدم هر آن علي سر ميرسه، گفتم سريع برگردم بالا، جلو در اسانسور ك رسيدم ديدم اسانسور داره از بالا مياد پايين، فهميدم علي توشه، بدو بدو رفتم سر وقت پرايد لخو خودم و دو تا پرتقال كه از كي گير كرده بود زير صندلي رو دست بردم بردارم،،، قيافه علي هم آشفته؛؛؛؛ گفت: اينجا چيكار ميكني؟ گفتم شيشه ماشينم پايين بود اومدم بدم بالا؛ گفت: اين همه مدت؟ فهميدم كه انقدر براش مهم بوده تايم پايين موندن من ٥ ديقه هم براش طولاني اومده،،،ديگه ديدم علي ام زرد كرده گفتم: هان؟ چيزي از من مخفي ميكني؟ گفت چي؟ با لحن ماموراني كه اعتراف اجباري ميگيرن گفتم: نمي دونممممم تو بگووووو، تو همين حرفا :ترس اينكه علي زن يا زنان ديگه داشته باشه رو ضربدر استرسم ازينكه دزدگير ماشينش كه تو لباس زيرمه يهو بينگ بينگ نكنه،، علي نفهمه ماشينشو بازرسي كردم؛؛؛ حاصل ميشه يه مار خشمگين كه اماده تهاجم و فراره ، خلاصه با يه حال بدي از اسانسور رفتيم بالا چون خودم نفس زدنهام از سر ترس شده بود حسميكردم نفساي علي هم فرق كرده و بادي لنگوئجش دروغگوعه ،،،،رسيديم بالا گفتم تو دم در ك بودي نايلكس داشتي ، دير اومدي بالا، نايلكس هم دستت نبود، گفت: گذاشتم توماشين ك حبه فك نكنه خوراكي برا اون خريدم دلش بشكنه، گفتم حتمنچيزي توشه كه بردي جاساز كردي،،، گفت اصلا بريم سوييچمو برداريم بريم تو وسايلمو بگرد،،،، اخ اخ سوييچ تو سوتين من ، مجبور شدم مثل  روانيا به جايگاه سوييچش يورش ببرم تو اين فاصله يه حركت ژانگولري بزنم سوييچشو از مخفيگاهم درارم و وانمود كنم از تو كمدش برداشتم كه شكر خدا حركت اكروباتيكم باعث شد نفهمه سوييچش سرجاش نبود،،، بعد با هم رفتيم پايين نايلكسش كه خوبه تا زير لاستيك زاپاسم گشتيم چراغ قوه انداختم جاي جاي كاپوتم گشتم حتي روي لاستيكا همه جا، خدا رو هزاران مرتبه شكر گوشي دومشو جايي جاساز كرد كه من پيدا نكردم،،،،🥰🥰😁😁😄😄🤣😂😂 ب حدي ارامش پيدا كردم كه من با اينهمه عزت و جلال و مقام پادشاهيم ازش عذر خواهي كردم و گفتم ريشه اش از اون دو تا گوشي ك اوردي خونه شروع شد و علي هم تاييد كرد كه ديدم تا گوشيا رو ديدي جا خوردي بخاطر همين الان بهت حق ميدم شك كرده باشي و همراهيت كردم تا اروم بشي وگرنه اجازه اين غلطا رو بهت نميدادم،،، ،،،، خلاصه عزيزان دل علي حرفه اي تر از اين حرفاس، خدا كنه اگه زناي زاپاس داره توله پس نندازه، يه جوري ام نگهشون داره من بو نبرم، بدم مياد علاوه بر طلاق عاطفي داده شده، مورد خيانت واقع شده هم باشم

 

 

حالا علي امروز ميگه آبروتو ببرم؟ ميگه: صبح كه اومدم تو اتاق لباسهامو عوض كنم برم سركار؛ صدا ازت اومد😂😂😂ديگه شب ها سوپ نخور! ميگم بخيل نباش بعده١٥ سال يه بارم من،😆

 

هشتك انتخابات سوم نوامبر ايالات متحده

اي صبح طلوع مكننننننننن

اي صبح طلوع مكننننننننن

 

 

مكن اي صبح طلوع

مكن اي صبح طلوععععععع

 

 

 

 

محض فان

 

 

 

 

همه بَدَن فقط ما خوبيم

حس گندي دارم از فردا هر چي برا داداشم و زنش ميخام بگيرم عوضِ پول؛ كالا ميخرم، ميگم اَم از پيج اينستا خريدم، يادتونه با يه بدبختي اي پول رو هم گذاشتم دوونيم ميليون دادم عروسمون تخت بخره؛ آخري گفت ميرم تشك تخت بخرم! چقد ب چس دوني كبيرم برخورده بود كه آدم مگه همچين هديه بزرگي از خونواده شوهرو ميده خوشخواب ميخره؟! ما ازون خونواده هاش نيستيم كه كادوهاي بزرگ بهم بديم ما يه خونواده ي كارمندي ايم تو رنجِ ميانه از طبقه ضعيف!!!!!كه تازه اون تشكم ما نديديم، خوبه وضعشون بده ميخاس خوشخواب دو و نيمي بخره، ما بوديم اين پولو ميدلديم ام دي اف كار برامون تخت بقيمت بسازه

دو ماه قبل براش كادويي يه مانتو مجلسي خريدم اونم ازم پرسيد از كجا خريدي؟ منم روشنفكر گفتم فلان جا و ديگه مانتوعه رو نديديم كه نديديم، برد تعويض نميدونم چ گند و گهي جاش ورداشت، 

تولد داداشم تو اين گرونيا بهش يه سوييشرت دادم چقدم از علي خجالت كشيدم تو اين گرونيا اونقد تومن پوله يه سوييشرت داده بودم، دقيقا عين همون سوييشرتو ( البته كيفيت بالاتر) پدرشوهرم از خارجستون خريده بود خدا دلار! اينم داداشم بهونه كرد بره تعويض؛ خرك رفته با يه سوييشرت ذاقارت عوض كرده فروشنده هه هم دروغكي گفته قيمت سوييشرت دوم فقط بيست تومن ارزونتر از اونيه كه من براش خريده بودم، اين سوييشرت دوم؛ من نمونه مشابهشو دو سه سال قبل برا گرم كن خونگي علي خريده بودم فك كنم چهل تومن يا پنجاه تومن، اگه الان تو گرونيا فوقش شده باشه دويست، فروشندهه اين داداش كودن منو ديد برا تعويض اومده تو چونش كرد! مطمئنم مبلغ خيلي زيادي بالابودي برداشته!خراي نفله، چرا هر چي من ميخرم ميبرين عوض ميكنين؟ احمقاي داغون، لياقت كادوهاي لاكچري منو ندارين، بخدا ديگه نميمونم بخورِ اين گره گورياي بي سليقه شم،مغروراي پوچ، براشون فقط كالا ميخرم ميگم از يه شهر ديگه يا پيج خريدم، تازه شم چند روز قبل داداشم برميگرده بهم ميگه: تو مامان بابا رو پُر ميكني

سر خونه ي داهاتمون

دهنم وا موند بخدا

همه ي هم و غم من اينه ننه بابامو راه بندازم بهترين جاي ممكن برا داداشم سرمايه كذاري كنن.، سر عروسي سر خونه سر درامد همه اش دارم براش نقشه ميچينم... اين جواب ابلهانه رو بهم ميده! پر كردن؟! جلل خالق!كلمه پر كردن كلمه ايه كه مردا بعد از متاهل شدن استفاده ميكنن،،،، نه كه خودم اصلا ازين كلمه عليه خونواده علي استفاده نكردم  انتظار شنيدنشو نداشتم؛ما ب اين اخلاقا ميگيم اخلاقاي عروس اُمُّلي

لفظ عروس اُمُّلي نشأت گرفته از زندايي بزرگمه كه زنيكه داغون پرمدعاس كه هر جا هر چي ميشه ب ي نحو الكي طوري ميچسبونه تقصير ما كه خونواده شوهرشيم،،،،،، همين زندايي بزرگه وحشي هيولام  گردنم افتاد كه چرا فلاني به شوهرم( يعني دايي من ) ميگه ( بچه هاي بالا) ميگه ((((چون تو به داييت ميگي مردم هم مين))))

 

به زنداييم گفتم: اولا شوهرت سر و ريختش شكل بچه هاي بالاس

دوما ما ميگيم داييم ميخنده ؛ شوخي مونه تو چي ميگي اين وسط

سوما زنگ گوشي داييم( آواي انتظارش) معلومه

چهارما بك گراند گوشيش معلومه عكس كيه

پنجما ماشينش دم در اداره بوق ميبينيم

شيشما خودش تو مجامع نظراتشو ابراز ميكنه همه ميدونن چ طرز فكري داره

هفتما خودش اقرار ميكنه همكاراي عضو فلان نهادش رو عزلي مانانبزرگ دعوت كرده بود

هشتما چرا ناراحت ميشين مگه اعضاي اون نهاد بودن بده؟ اگه بده چرا عضوه؟ اگه خوبه چرا مردم ميگن عضو فلان جايي بلوا بپا ميكنين؟

نهماً مساله شوخي بين من و داييمه اگه دلخوره خودش بايد بگه

 

 

الغرض حالا كه پي بردين من چقد خوبم بقيه چقد بد هستن😅اذعان كنم::::

ما به اين اخلاقاي عروس عفريته ها ميگيم عروس اُمُّل

 

 

ورود عروس خودمون به جرگه ي پرونده سازان عليه خونواده شوهر، رو تبريك عرض ميكنم

من كه دست از حمايت ازشون بر نميدارم

من كه تو كارشون دخالت نميكنم 

فقط من بعد نمودار  صميميت و خنده هام نزولي ميشه، عروس خودش دوس داره بياد خونمون؛ بيشين روش تا دعوتت كنم ناناز

من مشكل خشم و عصبانيت دارم سر همين نميتونم به حبه درس ياد بدم عصباني ميشم سرش داد فرياد ميكنم، ب ننم گفتم تو عمري معلم بودي بيا بهش درس بده بچه رو از دست من رها كن، يه بارم بعد از دو سه هفته كه رفت بياد ساعت شيش غروب چهار نفري( با بابا و داداشي و عروس) قشون كشي كردن اومدن، عجول تر از عجول باز ننه مه، فيلماي اموزشي مربي حبه رو تا ته نيگا نميكنه فقط تند تند درس رو خيلي با صبوري و مهربوني بهش ياد داد و وانستاد فيلمو تا ته ببينه كه چ تكليفي گفته تكليفو حبه بنويسه و فيلم و عكسشو برداره تا بفرستيم،،،، به گه خوردن افتادم از شيش بعدازظهر پختم و شستم و مهماني برگزار كردم سر نيم ساعت آموزش نصفه نيمه به بچه!!!  خو لامصب صب بيا يكساعت باش درس بده برو،،،، چيه قشون راه ميندازي؟ با اينكه قرار گذاشته بوديم هفته اي دو بار بياد؛ خيرش رو خوردم، بگم اَم انقد بلاست مامان؛ خودشو ميزنه به فراموشي؛ من ديگه بهش نگفتم بياد درس بده، اونم به رو مبارك خودش نياورده، بقران فقد و فقط فكر گروه دوستاشه،،،،،، به من ك ميرسه جز زحمت دادن بمن هيچي برام نميكنه، باورتون ميشه خاله بزرگم ك تهرانه( اينجا خونه دارن) سالي ماهي ي بار مياد ميريم خونش گاهي خبه رو ميبره بازي به من ميگه تو توي خونمون باش استراحت بكن،،،،هيشكي منو دوس نداره، اون از شوخر اينم از ننه بابا، ننه بابام هر دوشون سالهاي سال مقطع ابتدايي بودن، البته حبه آمادگيِ،،،،، ولي درساش در حد همون كلاس اوله،،،، از مامانم كينه دارم ولي ميبينم تا خرخره تو قسطن ( البته در حد خودشون دارن) دلم ميسوزه؛ بدي شون اينه اصلا درس عبرت نميگيرن، داشتنه يه زمين طرح باغ بزرگ بي سند تو روستا، داشتن آپارتمان اضافه ي مشكل دار( بي سند) يعني هر چي مالِ گند و گهه اينا جمع كردن برا خودشون بعد چقدم ب خودشون مينازن،،،،، الان طبقه پايين مامانم اينام يه خونه داغونه؛ارتفاعش كمه نميشه سند مسكوني گرفت؛ انقدم بي استفاده مونده داغون و متروكه هيچ خري ازشون اجاره نميكنه، نگم ديگه براتون هي صد ميليون پنجاه ميليون وام ميگيرن ملك هاي احمقانه ميخرن، خوشالن جمعكُن هستن

بگذريم؛ داغ اين تعويض كادوهام و حرفاي ثقيل داداشم هنوز تازه اس

يه چي بگم؟! هر كه با شميم درافتاد ور افتاد

من عااااااااااشق سگ محل كردنم

با يه نفر تو فاميل قهرم: محبوبه خواهر زنداييم

با يه نفر نيم قهر: پسرخالم

يه نفر رو مورد سگ محل قرار ميدم: زندايي كوچيكه

( دقت كنين زندايي كوچيكه ها؛؛؛؛ هيولا زندايي بزرگه است)

دليل زندايي كوچيكه كولي بازياش با مادرم بوده البته ي كم تقصير مامان بود، زندايي كوچيكم ولنگووازه، خونشو فروخت رفت مستاجري جاي شيك؛؛؛ مامانم دعواشونكرد، اونم عرعر راه انداخت؛ و مورد غضب پنهان من كه همانا ( سگ محلي) هست واقع شد

مامانم خيلي مستبده، نبايد سرزنششون ميكرد ك چرا خونه فروختن! بعضي نظرا مالِ غيبتِ

چند سال قبل خونه فروخته بودن ١٥٠ ميليون با پولش

رفتن خونه شيك ١٥٠ متري رهن كردن ١٢٠ ميليون،،٣٠ ميليون باقي مونده هم دادن برا شيشمين بار تو ١٦-١٧ سال زندگي مشتركشون كل مبل و تيرتخته و فرش و تخت و پرده و مجسمه ها عوض كردن؛ يك سال و نيم لاكچري زندگي كردن، خوردن ب گرونيا، الان توي ي خونه نود متري رهن نشستن تيرتخته شونم زورچپوني تپوندن تو خونه هه

 

ترامپ يا بايدن؟

بنظرتون رئيس جمهور بعدي آمريكا كيه؟

 

بنظرم بايدن باشه كه تحريما شل ميشه، ترامپم شه كورميشن مذاكره ميكنن يه نموره شل ميشه

نظر شما چيه؟