سه شمبه 21 آبون نوت و دوو
دیشب نصفه شبی که گرسنمون شده بود...
شانس آوردم آقا یهو گفت هوس تخم مرغ آب پز کردم.منم گذاشتم رو چشمو دستورشو فی الفور تا نظرش عوض نشده،اجرا کردم. ۲ تا تخم مرغ واسه اون آب پزیدم و کنارش گوجه خورد کردم ودادم به خوردش.خودمم شیر کاکائو حاضر کردم و با بیسکوییت رامتین طعم کاپوچینو زدم بالا
امروز صب علی یخورده خواب موند و دیر از خواب پاشد و تند تند عین فرفره رفت. محل کارش نزدیکه و معمولا بخاطر ترافیک ماشین نمیبره اما ماشین برد
منم پاشدم به کارام رسیدم. ماماندیروز بهم زنگید که تصمیم دارن واسه عاشورا تاسوعا برن گرگان. مامانم عاشق گرگانه آخه دوره دانشجویی خودش اونجا بوده و حالا با بهونه یا بی بهونه میرن اونجا
کلی هم عاشق ترکمناس
امروز مامان زنگید که بعداز ظهر حرکت میکنن
منه نگون بخت هم باید برم خونه مادرشوور
نهار برنج و آلو خورشت داریم. جاااااااااااااااااااااان من که عاشقشم.![]()
فعلا بای
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۸/۲۱ ساعت 14:2 توسط شمیم
|
شمیم و علی و حبه ی انگول