گَلّه ي اول ، بچه هامون انقد بدقلقي كردن كه شيرينيِ غيبت كردن هامون؛ كم شد😂

گله ي دوم از شش و نيم تا يك شب

به گله هاي من احترام بذاريد😆 حيوانات زندگي گله اي دوست دارند

گله ي دوم ؛ قرار بود فقط دو نفر باشن! اما اين دو نفري كه دعوت بودند؛ گفتند : تو شام درست نكن ،ما يه قابلمه برنج مياريم،،،،و بدين سان؛ بدون اجازه من ؛ خودسرانه؛ ب خودشون بخاطر يه ذره غذا، اجازه دادند و زنگ زدند ساير پسران و دختران و نوه گانِ ديگه شون هم بيان😆😆

 

انقدر كارشون بيخود بود بجاي ناراحتي يا عصبانيت؛ همش خنده م  ميگرفت، شام ١٤ نفر شديم با يه قابلمه به اندازه هفت هشت نفر پلو

 

محض رضاي خدا همه پير پكور يا زوار در رفته و عمل شده و اِفليج مفليج! نه هم صحبت داشتم نه كمك، يك ثانيه هم ننشستم!

شام هم كه به ميمنت و مباركي كم بود

خودم كه نون و سبزي خوردم تا سير بشم

البته يه كم از پلوي ظهرم تو يخچال مونده بود ولي به عمد به رو مباركم نياوردم ، بذا گشنگي بكشن تخم سگاااااا

لامصب پلو مادرشوهرم انقدددددد خوشمزههههههههههههه بود ولي هيشكي سير نشد، گوشت لاي پلو انقددددددد پختيده بود عين پشمك تو دهن آب ميشد، نفري هفت هشت قاشق هم نرسيد

😂

همين كه چشمشون به راه موند بيشتر بخورن؛ جزاي جُرمشون

راضي شدم از اوضاع😆😂

تخم سگا؛ تخم سگاااااااااا لي لاي لاي

تخمه سگااااااا، تخمه سگاااااااااااااا لي لاي لااااااااي

يه كرمِ كانِ ديگه هم ريختم:: ما توالت فرنگي نداريم يه صندلي توالتي داريم تو مواقع عادي ؛ تاشده گوشه ي تراس كوچيكه اس، هر وقت ننه ش مياد برا ننه ش مياره باز ميكنه؛ رفتم دسشويي ديدم صندلي توالت رو انگاري برا ننه ش آورده گذاشته تو توالت؛؛؛؛؛ با يه متنات  و وقار و آرامش خاصي؛؛؛؛صندلي را برداشته؛ تا زده، و مجددا به تراس منتقلش كردم! وقتي ننه ش دوباره خواست بره بشاشه؛؛؛ گفت: صندلي كو؟ علي كه با من حرف نميزنه، كور شد مجدد به زحمت افتاد تا تراس رفت دوباره آوردش🖕🖕😆از اينكه زحمتشونو زياد كردم و پِلادَت خودمو بروز دادم ؛ خجسته احوال هستم

اين ميزان مكرهاي عروسانه در من مسبوق به سابقه نيست

به جبران حال بدِ ديروزم؛ بنامِ ناميِ شميم! برم تو كارشون

لذا تصميم گرفتم يه شوخي ديگه هم با مادرش بكنم وآن اينكه: جلوي چشمان متحيرِ متعجبِ متوحِحِش؛ اضافه غذا( دستخورده ي بشقاب بچه ها)،اضافه سبزي؛ اضافه ماست،و چند عدد شيرينيِ درسته را صااااااف ريختم تو آشغالي

مطمئنم از هشت وجهِ جُغرافيايي سكته قلبي و مغزي زد😅😂

برا حُسن خِتام هم لبخندهاي مهربانانه تحويل مهمونام ميدادم كه همونجور كه منو ضربه فني ميكنن پشت خودشونم به خاك ماليده شه

يك عدد عقده اي بدبخت بخيل هستم، ميدونم! 

ارادتمند همه شمام

خنك و استوار شدم مجدد در خدمت شما😇😊😉😉😉