يادتونه چند تا پست پايين تر ؛ از اينكه با يكي از فاميلاي مادريم بحث داشتم ، اون جزوِ ده درصد موافقان بود و از افكار ماليخولياييش دفاع ميكرد...

حجي اينا

تو عيد سفر بودن نديديمشون!

خب جداي از افكارش ؛ عاشقش بودم چون خيلي شوخ طبعه اصلا ما از اينا ياد گرفتيم بگيم و بخنديم و اينا

بگين خب.....

امشب كه تو مهموني منو ديد كله منو ٤ بار ماچ كرد حتي علي رو هم با خنده و شوخي و محبت بوسيد و بهمونم گفت كه دلم براتون تنگ شده بود و گفت ديگه اون نظرامو گذاشتم كنار و كلي دري وري نثار اونايي كه طرفشون بود كرد!!!!

فقط خنديدم نميدونستم دام گذاشته باز سر صحبتو وا كنه يا واقعا اون فحشايي كه ميدادُ دلي ميداد

چميدونم كه راست گفت يا از رو محبتش فقط برا اينكه دلهامونو صاف كنه اينا رو گفت

ولي عشق كردم

چه خوبه ماحصل عمر آدم ملقب شدن به ( بزرگ منشي) باشه

هزينه ي همچين صفات قشنگي اينه كه كلي كلي ي ي ي ي ي ي صبوري و متانت خرج كنن

البته اينكه همچين حس خوبي پيدا كردم نصفش مال اين بود كه محبت ب خرج داد نصفشم مال اين بود حجي عزيزم افكار نجاست رو از خودش دور كرد حالا حتي اگرم دروغكي گفته باشه شنيدنش قشنگ بود

ولي محبتش دنيا مي ارزيد

بزرگواريش فقط

ياد گرفتم😍اميدوارم بتونم اجرا كنم و سر هر چيز كوچيكي ؛ جايگاه بزرگ خودمو حراج نكنم

عروسمون واقعا خوبه ؛ ولي يكي از معضلات من اينه كه عروسمون خونه ما مياد يا جايي ك من هستم اصلا ابدا هيچ گونه كمكي نميكنه از ثانيه اول تا اخر رو مبل نشسته سرشو رو شونه داداشم ميذاره خودشو هي ميماله بهش و هي بهش عشقممممم عشقمممممم ميكنه🤮اداهاي عروسانه كه مثلا اين مرد جسم منو عشق منو ب شماها ترجيح ميده و من براش خدا ام 😅😅همين امشبم ٢٥ نفر بوديم تموم ظرفا رو من شستم تكون از جاش نخورد بدم اومد كه چقد حقيره كه تن ب سياستهايي ك تو نت پر شده ميده ( جايي ك خواهر شوهر هست عروس كمك نكنه)! چه دكون كثيف زشت پلشت بي كلاسي

ببينم ميتونم از در بزرگ منشي دربيام و تصميمِ منتقمانه ام مبني بر دعوت نكردنشون رو زير پا بذارم؟! ببينم ميتونم مث اين آقاي فاميل تو موجخيز حادثه ؛ تلو تلو نخورم

اگه تونستم كه دعوتشون كنم ب شما هم ميگم ازم ياد بگيرين وگرنه و نتونستم ؛ درس عبرت بگيرين لاقل شما سعي كنين مث من نباشين مث حجي باشين قدر همو بدونين كه هيچ عقيده و مسلك و تز و سياست و ادايي جاي داشتن همو نميگيره