معوقه(2) العرب
شروع به نوشتن کردم ولی هنوز تصمیم نگرفتم گزارش کار بدم یا خاطره جز به جز....
در حال حاضر کفرم درومده از اونهایی ک هی میگن عربها فلانن...عربها بیسارن
همونها ک وقتی پای انسانیت و عزت جهانی وسط میاد میپرن تو گود و با اروپایی ها و امریکایی ها همزاد پنداری میکنن.....
همونها ک همش از فرهنگ و ادب و احترامی که غربیها برا ما جهان سومی ها قائل میشن ] میگن
من نه سیدم که اجداد عرب داشته باشم....نه خیلی مذهبیم ک کشش دینی بهشون داشته باشم.ا.ولی حالممممممممممممم بد میشه هی میگن عرب سوسمار خور...عرب جاهل...عرب فلان فلان.حالا فرهنگ و عادتشون هر چی ک میخواد باشه.به ما چه!
.
.
خب؟
.
خب حالا ک مملکت اصلاح شد بریم سراغ غیبت و خاله بازی هام
چند وقته موهامو رنگ نمیکنم و فهمیدم تارهای سفید موهام چقد زیاد شده...دلم خیلی برای خودم سوخت و همشو انداختم گردن شوهر!!!!حالا انگار اگه شوهرمون ماه بود حتمنی موهامون سفید نمیشد یا اگه مجرد میبودیم سفید نمیشد
تو دلم خودخوری میکردم ک همش تقصیر علی وامونده است
اینقدهحرصم داده ب این روز افتادم
ولی روزایی ک بیمارستان بودم و یکی دو روز بعدش ک وقت نداشت ریششو بزنه دیدم ریش اونم نسبت به قبل سفید شده
ههههههههههههههه............دلم خنککککککککککککککککککککککککک
ایشالا دو سوته موهاش یکدست سفید شه
پایتخت4 شروع شده و خیلی دوسش دارم منتها با برگریزان همزمانه شدیم از این جا رونده از اونجا مونده.همه چیز سریال فوق العاده درست و بامزه است منتها این که مثلا میخان بگن: ساعتم خیس شد...بجاش میگن: ساعت من خیس شد
یا میخان بگن: لباست خیس شد ...جاش میگن: لباس تو خیس شد
این درست نیست
من تا بحال ندیدم اینجا کسی این طوری صحبت کنه
شمیم و علی و حبه ی انگول